احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٨ - بخش دوم احتجاج پيامبر اكرم
راست است يا نه.
گفت از او راجع به كائن و مكون و ناسخ و منسوخ مىپرسيم اگر پيامبر باشد چنانچه مدعى است توضيح خواهد داد مانند انبياى گذشته گفتند اينك راه بيافتيم و برويم پيش محمد تا گفتار او را در همشكنى و ببينيم در جواب تو چه خواهد گفت.
گفت شما مردمان نادانى هستيد اگر اين همان محمدى باشد كه موسى و عيسى بن مريم مژده دادهاند و خاتم پيغمبران باشد اگر جن و انس جمع شوند كه يك حرف او را رد كنند يا يك آيه نمىتوانند با اجازه خدا.
گفتند راست مىگوئى پس چه چارهاى بيانديشيم. گفت تورات را بياوريد. تورات را آوردند هزار و چهار مسأله از آن انتخاب كرد و آنها را خدمت پيامبر اكرم ٦ آورد روز دوشنبه بعد از نماز صبح. گفت «السلام عليك يا محمد».
آن جناب در جواب فرمود
«و على من اتبع الهدى و رحمة الله و بركاته»
تو كيستى گفت من عبد الله بن سلام از رؤساى بنى اسرائيل و از كسانى هستم كه تورات را خوانده است و من نماينده يهودان هستم با آياتى كه از تورات آوردهام اگر براى ما توضيح دهيد ما شما را از نيكوكاران مىشماريم.
پيامبر اكرم ٦ فرمود
«الحمد لله على نعمائه»
. پسر سلام بگو ببينيم آمدهاى براى فهميدن سؤال كنى يا لجبازى كنى. گفت نه مىخواهم بفهمم فرمود براى هدايت يا گمراهى گفت نه براى هدايت. پيامبر اكرم فرمود اينك هر چه مايلى بپرس گفت انصاف نمىپذيرد گفت بفرمائيد شما نبى هستيد يا رسول فرمود من نبى و رسولم و اين آيه قرآن نشان آن است مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ[١].
گفت راست مىگوئى، بفرما آيا خداوند با تو روبرو صحبت مىكند؟ فرمود خداوند با هيچ بندهاى صحبت نمىكند مگر به صورت وحى يا از پشت پرده. گفت راست مىگوئى يا محمد ٦ بگو ببينيم دعوت به دين خود مىكنيد يا به دين خدا؟ گفت به دين خدا مرا دين نيست جز آنچه خداوند به ما عنايت نموده.
[١] ممكن است آيه نقل به معنى شده باشد چون در قرآن چنين است رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ يعنى همه اينها رسول و نبى هستند مثل من.