احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٥ - بخش دوم آنچه از معصومين
مىدادند وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ قريش مىگفتند ملائكه دختران خدا هستند آنچه را كه خودشان دوست نداشتند به خدا نسبت مىدادند خداوند مىفرمايد وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ خودشان هر چه دوست داشتند مىگرفتند يعنى پسران را أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ يا نگه مىداشت دختر را با كمال خوارى أَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ يعنى معذب هستند آيه فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا بِرَادِّي رِزْقِهِمْ فرمود جايز نيست مرد به خود اختصاص دهد يك خوراكى را و به زن و فرزند خويش ندهد.
در روايت ابى الجارود از حضرت ابى جعفر (ع) نقل مىكند فرمود كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها كسى كه رشته خود را پاره كرد زنى از بنى تميم بن مره به نام رابطه دختر كعب بن سعد بن تيم بن كعب بن لوى بن غالب بود زنى احمق بود مويهاى را مىرشت وقتى تمام مىكرد رشتههاى خود را از هم پاره مىكرد باز دو مرتبه شروع به رشتن مىكرد خداوند مىفرمايد كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ خداوند امر به وفاى عهد مىكند و از پيمانشكنى نهى مىنمايد براى چنين اشخاصى مثل مىزند.
آيه وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وقتى يك آيه نسخ مىشد به پيامبر اكرم ٦ مىگفتند أَنْتَ مُفْتَرٍ تو دروغ مىگوئى خداوند آنها را رد مىكند و مىفرمايد قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِ بگوى اى محمد ٦ جبرئيل از جانب پروردگارت مىآورد در روايت ابى الجارود از حضرت ابى جعفر در باره «رُوحُ الْقُدُسِ» فرمود جبرئيل است «الْقُدُسِ» طاهر است لِيُثَبِّتَ الله الَّذِينَ آمَنُوا آنها آل محمد ٦ هستند. آيه لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌ فرمود اين زبان ابو فكهيه غلام ابن الحضرمى بود كه غير عربى حرف مىزد او به پيامبر اكرم ٦ ايمان آورده بود و از اهل كتاب به شمار مىرفت قريش مىگفتند او به محمد ٦ زبان خود را مىآموخت.
١٠٧- تفسير عياشى- سماعه از حضرت صادق (ع) نقل كرد كه پرسيدم از اين آيه وَ لَهُ الدِّينُ واصِباً فرمود واجب است.
١٠٨- تفسير قمى- وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ خطاب به پيامبر است ولى منظور