احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٥ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
هرگز دست از پشتيبانى تو بر نمىدارم.
بيضاوى در مورد آيه مىنويسد: وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ يعنى اشراف قريش پس از آنكه پيامبر اكرم آنها را با دليل ملزم نموده رفتند و گفتند: أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ برويد دست از خدايان خود بر نداريد إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ اين عملى است كه روزگار به سر ما آورده و قابل دفع نيست يا منظور اينست كه آنچه پيشنهاد و پيشبينى مىكند يعنى توحيد و رياست و حكومت بر عرب و عجم همه كس آرزو دارند يا منطق اينست كه او مىخواهد دين شما را از دستتان بگيرد.
ما سَمِعْنا بِهذا چنين سخنى را نشنيدهايم فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ از مردمى كه زمان پدرانمان بودهاند يا از مسيحيان كه آخرين ملت مذهبى هستند زيرا نصرانيان قائل به سه خدا هستند بالاخرة يعنى از اهل كتاب و كاهنان كه مردمان مترقى هستند يكتاپرستى و توحيد را نشنيدهايم.
إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ اين يك دروغى بيش نيست أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ يعنى آيا گنجينههاى رحمت خدا در اختيار آنها است تا هر كه را خواستند براى نبوت برگزينند أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ يعنى آنها در مورد اين عالم جسمانى اختيارى ندارند كه اين عالم جزئى كوچك از قدرت خدا است پس چگونه مىتوانند اختيار دارى نمايند.
فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ اگر چنين اختيارى دارند با وسائلى كه دارند بر فراز عرش برآيند و اختيار در دست بگيرند و نظام عالم را اداره كنند و به هر كس مىخواهند وحى كنند.
(سبب) وسيله رسيدن است.
گفتهاند مراد از اسباب، آسمانها است زيرا آسمانها سبب حوادث زمين هستند جُنْدٌ ما هُنالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزابِ اينها سپاهى گرد هم آمده از كفار هستند كه به زودى شكست مىخورند چگونه مىتوانند تدبير جهان را بنمايند. يا يعنى اعتنايى به گفتار آنها نكن.
قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ يعنى اين خبر بزرگى است كه به شما گوشزد كردم كه بترسيد از خدائى كه او يكتا است بعضى گفتهاند منظور خبرى است كه بعد از حضرت آدم مىدهد ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ زيرا اطلاعاتى كه از ملائكه و جريانهاى بين آنها مىدهد بطورى كه در كتابهاى قبل از قرآن آمده است از كسى نشنيده و از مطالعه به دست