احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦١ - بخش اول احتجاجى كه پيامبر اكرم
امورى از اسرار اطلاع دارد كه ديگرى مطلع نيست اين مقام موجب تشبيه خدا به خلق نمىشود. چنانچه مىبينيد كه به هر يك از اين دو معنى وقتى محتاج و دل بسته به او نباشد خليلش نيست يا وقتى عالم به اسرارش نباشد باز خليل او نخواهد بود ولى كسى كه فرزند شخصى باشد و از او بوجود آمده گرچه به او اهانت نمايد و او را از خودش دور كند باز هم فرزند اوست زيرا فرزندى ثابت است از اين گذشته در صورتى كه شما مقايسه كنيد خليل بودن را با فرزند بودن و بگوييد عيسى پسر خدا است لازم است همين مقام را به موسى نيز بدهيد زيرا معجزات موسى كمتر از عيسى نبوده و با اين معنى بايد بگوئيد ميتوان گفت سرور و عمو و فرمانروا و امير خدا هستند چنانچه به يهودان گفتم.
در اين موقع يكى از نصرانيان به ديگرى گفت در كتابهاى آسمانى هست كه عيسى گفته ميروم پيش پدرم فرمود اگر شما به آن كتاب معتقد هستيد در آنجا گفته مىروم پيش پدر شما و خودم پس بايد تمام كسانى كه مخاطب عيسى در اين سخن بودهاند پسر خدا باشند به همان دليل كه عيسى پسر خدا است علاوه بر اين اگر دليل شما نوشته آن كتاب باشد ديگر استدلال قبل كه گفتيد بواسطه امتياز و مقام بود كه اين سمت را خدا به او داده باطل مىشود زيرا گفتيد اين فرزندى از جهت احترام و موقعيت عيسى بوده خودتان مىدانيد كه موقعيت عيسى را آنهائى كه عيسى به ايشان گفت مىروم پيش پدر خود و شما نداشتيد مقام فرزندى اختصاص به عيسى پيدا نمىكند با اينكه شما گفتار عيسى را بر خلاف منظورش تفسير كرديد شايد منظورش اين بوده كه مىروم پيش آدم كه پدر من و شما است همچنين نوح پيامبر- منظور عيسى غير از اين هم نبوده نصرانيان ساكت شدند گفتند تاكنون دچار چنين استدلال و مناظرهاى نشده بوديم اجازه بده بيشتر در اين باره فكر كنيم.
در اين موقع پيامبر اكرم به جانب طبيعى مذهبان متوجه شده فرمود شما را چه واداشته كه معتقد شديد موجودات ازلى هستند و پيوسته خواهند بود گفتند هر چه را ببينيم قبول داريم ما براى اشياء آفرينندهاى نمىبينيم به همين جهت مىگوئيم از ازل بودهاند و چون پايان و فنا براى آنها مشاهده نمىكنيم معتقد مىشويم كه هميشه خواهند بود.
پيامبر اكرم ٦ فرمود شما قديم بودن اشياء و بودن آنها را تا ابد مشاهده كردهايد؟
اگر بگوئيد اين قسمت را مشاهده كردهايد براى خود ثابت نمودهايد كه هميشه از قديم