احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٦ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
در باره آيه أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْزٍ مىنويسد يعنى عذاب بدى أَ فَلَمْ يَرَوْا إِلى ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ تماشا نمىكنند روبروى خود و پشت سر خويش چگونه آسمان و زمين آنها را احاطه نموده. توضيح اين مطلب چنين است كه انسان تماشا مىكند به جلو جنود آسمان و زمين را مىبيند و همچنين عقب و راست و چپ قدرت خارج شدن از اين آسمان و زمين را ندارد «كِسَفاً» يعنى يك قطعه از آسمان كه آنها را زير بگيرد و هلاك نمايد.
(وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ) يعنى خداوند را معاون و همكارى براى خلق آسمانها و زمين و هر چه آفريده نيست إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ اين سخن را از جهت انصاف در استدلال فرموده است نه اينكه واقعا مشكوك باشد چنانچه شما به دوستت مىگوئى يكى از ما دو نفر دروغ گفتهايم با اينكه مىدانى كداميك از شما دروغ گفته است ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنا يعنى بعد به حق بين ما حكومت خواهد كرد.
بيضاوى در تفسير قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكاءَ مىنويسد: يعنى به من نشان دهيد با چه امتيازى اين بتها را شريك عبادت با خدا قرار دادهايد. اين سؤال از شبهه آنها بعد از اينكه حجت بر ايشان تمام شده تا بيشتر آنها را ملزم نمايد وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ يعنى تو را به رسالت براى تمام مردم فرستادهايم از ماده «كف» است كه وقتى همه را شامل شد مانع خواهد بود كه يك نفر از تحت اين حكم خارج نشود. يا منظور اينست كه همه را فراگير است ابلاغ تو در اين صورت حال است از (كاف) كه (تا) از براى مبالغه اضافه شده است.
وَ ما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها اين آيه شاهدى است بر صحت اشراك وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ ما قبل از تو براى آنها پيامبرى نفرستاديم تا بترساند ايشان را و به ترك شرك وادارد با اينكه قبلا توضيح داده شد كه راهى به سوى چنين احتمالى وجود ندارد پس از كجا اين شبهه براى آنها واقع شده.
قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ بگو شما را پند مىدهم به يك خصلت واحد كه آن اينست أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ براى خدا قيام كنيد از مجلس پيامبر ٦ يا براى به پا داشتن