احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
اصحاب ما همين را نقل كردهاند. بعضى نيز گفتهاند در باره هر دو دسته از اهل كتاب نازل شد. (يهود و نصارى) در باره آيه وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ منظور اينست كه عيسى را بعنوان خدا نگيريد يا احبار و دانشمندان يهود را بعنوان رب نپذيريد كه مانند خدا از آنها اطاعت كنيد.
امام صادق (ع) فرمود آنان احبار و دانشمندان را پرستش نمىكردند ولى آنها احكام خدا را تغيير مىدادند حلال را حرام و حرام را حلال مىنمودند مردم هم مىپذيرفتند نه اينكه بعنوان خدا آنها را بپرستند در باره آيه يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ مىنويسد ابن عباس و ديگران گفتهاند كه احبار يهود و نصرانيان نجران در خدمت پيامبر اكرم ٦ اجتماع نمودند و در مورد ابراهيم با يك ديگر به بحث و نزاع پرداختند.
يهودان گفتند ابراهيم يهودى بود و نصرانيان مىگفتند ابراهيم نصرانى بود اين آيه نازل شد كه مىفرمايد ابراهيم نه يهودى است و نه نصرانى بلكه او مسلمان و پيرو حق بود و در باره آيه وَ قالَتْ طائِفَةٌ مىنويسد: حسن گفت يازده نفر از احبار يهود خيبر و دهات عرنيه با هم تبانى كردند و قرار گذاشتند كه اول صبح بزبان اظهار اسلام كنند نه اعتقاد بياورند و شامگاه كافر شوند و بگويند ما در كتاب آسمانى دين خودمان دقت كرديم متوجه شديم كه محمد ٦ آن پيامبر موعود نيست فهميديم دروغ مىگويد و دين او باطل است مدعى بودند كه اگر چنين كنند اصحاب پيامبر مشكوك خواهند شد زيرا خواهند گفت اينها اهل كتابند از ما اطلاعاتشان بيشتر است در نتيجه دست از اعتقاد خود خواهند كشيد و به دين آنها بر مىگردند.
مجاهد و مقاتل و كلبى گفتهاند: اين جريان مربوط به تغيير قبله از بيت المقدس به طرف كعبه اتفاق افتاد. اين تحويل و تغيير قبله بر يهوديان گران آمد. كعب بن اشرف به ياران خود گفت ايمان بياوريد به محمد ابتداى روز و نماز به طرف قبله آنها بخوانيد ولى شامگاه برگرديد شايد بتوانيد آنها را در اعتقادشان مشكوك نمائيد.
و در مورد آيه وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مىنويسد: ابن عباس گفت آيه مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بعضى از اهل كتاب هستند كه اگر آنها را بر يك پوست گاو طلا امين قرار دهى به تو بر مىگرداند منظور عبد الله بن سلام است كه مردى نزد او هزار و دويست اوقيه[١] طلا به امانت گذاشت
[١] اوقيه ١٢/ ١ رطل است.