احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥١ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ «إلى قوله»: فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ ١- ٣٥.
و در باره آيه وَ أَجَلٍ مُسَمًّى به تقدير اجلى كه همه به آن منتهى مىشوند كه روز قيامت است يا آخرين مدتى كه براى هر كس مقدر شده أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ يا باقيمانده علمى كه از پيشينيان به شما رسيده آيا در آن علم چيزى هست كه اين بتها را شايسته عبادت بداند يا امر به عبادت آنها بكند وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ سرزنش و انكار است كه آيا كسى گمراهتر هست از اين مشركين كه رها كردهاند عبادت خداى سميع و مجيب و قادر و خبير را و روى به عبادت بتى آوردهاند كه جواب آنها را نمىدهد اگر صدايشان را بشنود چه برسد كه اسرار و راز دلهايشان را بفهمد و مراعات مصالح آنها را بنمايد إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ تا دنيا باشد. وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ آنها از دعاى اين مشركين غافلند زيرا بتها يا جمادند و يا بندگانى هستند كه به كار و گرفتاريهاى خود مشغولند قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ بگو اگر فرض شود كه من تهمت زدهام اين قرآن را فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً يعنى اگر خداوند مرا دچار عقاب و كيفر نمايد شما قدرت جلوگيرى عذاب از مرا نداريد پس چگونه من جرات دارم و خود را مستحق كيفر مىنمايم با اينكه از حرف شما نفعى و دفع ضرر نسبت به من متصور نيست.
هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ خدا بهتر مىداند كه شما چه ايرادتراشىها در مورد آياتش مىكنيد قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ بگو من در ميان پيامبران چيز تازهاى نياوردهام كه شما را به آن دعوت كنم يا قدرت داشته باشم بر آنچه آنها قادر نبودهاند و هر چه شما مايليد انجام دهم وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ گواهى داد يكى از بنى اسرائيل منظور عبد الله بن سلام است.
بعضى گفتهاند منظور موسى است على نبينا و عليه الصلاة و السلام و گواهى او آنچه در تورات از صفت پيامبر ٦ آمده است «على مثله» مانند قرآن و مطالبى است كه در تورات گواه واقعيت قرآن است يا اينكه قرآن از جانب خدا است إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ اين استيناف مشعر است كه كفر آنها از ظلم و ستمشان بوجود آمده و دليل بر