احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٧ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
هستند زيرا آنها را كه از معادن استخراج مىنمايند براى جدا كردن ناخالصيها مىگدازند و در آتش حرارت مىدهند وقتى گداخته مىشود آنها نيز ناخالصىهايشان بصورت كف در مىآيد.
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ اين چنين خداوند مثال براى حق و باطل مىزند فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً اما كف پراكنده شده و از بين مىرود وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ آنچه براى مردم سودمند است مانند آب صاف و طلا و نقره و ساير فلزات. مفيد فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ در زمين باقى مىماند و مردم از آن بهرهمند مىشوند مثل مؤمن همانند آب صاف است كه تمام نباتات از آن استفاده مىنمايند و موجب زندگى همه چيز است و شبيه سود طلا و نقره و ساير فلزات است كه مردم از آن بهرهمند مىشوند و مثل كافر و كفر او مانند همان كف است كه نابودشدنى و تار و مار مىشود و مانند ناخالصىهاى سنگهاى معدنى است چون چرك و كثافتى كه بر طلا و نقره كه سودى ندارد.
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ للناس اين چنين خداوند براى مردم مثل مىزند در امور دينى. قتاده گفته است خداوند در ضمن يك مثل در اين آيه سه مثل آورده. تشبيه نموده نزول قرآن را به آب كه از آسمان فرو مىفرستد و دلهاى مردم را به نهرها و رودها هر كه انديشه را به كار برد و كنجكاو باشد بهره كافى و زياد مىبرد مانند يك رود بزرگ كه گنجايش آب فراوان دارد اما كسى كه قانع باشد به همان مقدار كه فقط اعتراف به يكتائى خدا داشته باشد بهرهاش از آن ديگرى كمتر است مانند نهر كوچك اين يك مثال است.
بعد خداوند وساوس و شبهات شيطان را تشبيه به كف نموده كه روى آب مىايستد و اين كفها از خود آب نيست از كثافت زمين است همين طور اين شكوك و وساوس از طينت ذات خود شخص است نه لازمه حق و واقعيت باشد بعد مىفرمايد همان طورى كه كف از بين مىرود و آب صاف باقى مىماند وسوسههاى شيطان نيز نابود مىشود و حق باقى مىماند اين مثل دوم است.
اما مثل سوم وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ آنچه گداخته مىشود از فلزات پس كفر همين خباثت و ناخالصىها است كه بهرهاى ندارند و بىفايده هستند و ايمان همان خالص از طلا و نقره و آب صاف است كه مردم از آن بهرهمند مىشوند.