احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٢ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
نباشد بعضى مىگويند منظور پيچك است[١].
ابو الجارود از حضرت باقر (ع) نقل كرده كه فرمود اين آيه مثل براى بنى اميه است اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ يعنى به زمين چسبيده و پيكر آن از زمين جداست ما لَها مِنْ قَرارٍ يعنى اين درخت قرار و ثباتى ندارد باد آن را از جاى مىكند و با خود مىبرد.
همان طورى كه چنين درختى ثبات و قرارى ندارد و كسى از آن بهره نمىبرد همين طور كلمه خبيثه بهرهاى براى صاحب آن ندارد.
در باره آيه أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً يعنى بوسيله محمد ٦ نعمت خدا را شناختند منظور اينست كه محمد ٦ را شناختند ولى منكر او شدند به جاى سپاسگزارى كفران نعمت كردند از حضرت صادق (ع) روايت شده كه فرمود: ما هستيم آن نعمت خدا كه به مردم ارزانى داشته و بوسيله ما رستگار شدهاند رستگاران ممكن است منظور همه نعمتهاى خدا باشد كه بسيارند آنها را تغيير دادند چون به جاى سپاسگزارى كفران نمودند. در منظور آيه اختلاف شده حضرت امير المؤمنين (ع) و ابن عباس و ابن جبير و ديگران گفتهاند منظور كفار قريش هستند كه پيامبر را تكذيب كردند و به دشمنى و جنگ با او پرداختند.
مردى از امير المؤمنين (ع) از تفسير اين آيه سؤال كرد، در جواب فرمود آن دو نابكار قريش بنو اميه و بنى مغيره هستند اما بنى اميه مدتها بهرهمند شدند ولى بنو مغيره را در جنگ بدر از پاى درآوردند.
بعضى گفتهاند منظور جبله بن الايهم و پيروان او از عرب هستند كه نصرانى شده و به روم رفتند.
وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ يعنى طرفداران خود را به نابودى كشاندند.
الحجر «١٥»: الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبِينٍ* رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ* ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ* «إلى قوله»: وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ* لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ* ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ ما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ* إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
[١] منظور آن نوع پيچكى است كه ريشه در زمين ندارد و بدور درختها مىپيچد.