احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٨ - بخش دوم احتجاج پيامبر اكرم
است كه جمله بعد آن را تصحيح مىكند) و اين محال است كه به خدا نسبت دهيم كه مطلبى را به غلط بگويد بعد تصحيح نمايد زيرا او عالم به گذشته و حال و آينده است كه اگر چيزى در آينده بوجود آيد چگونه خواهد بود اين استدراك مخصوص مخلوق ناقص است منظورش اين هم نيست كه دلهاى شما چون سنگ و سختتر از سنگ است يعنى نه سختتر و نه ملايمتر وقتى بعد بفرمايد سختتر است گفتار قبل خود را باطل مىنمايد زيرا قبلا فرمود مانند سنگ است و اين مثل است براى كسى كه منظورش اينست كه بفهماند دلهاى شما منبع و منشأ خيرى نيست نه كم و نه زياد در جمله اول مبهم آورده چون مىفرمايد أَوْ أَشَدُّ ولى در جمله دوم توضيح داده كه از سنگ سختتر است اين توضيح نه بوسيله لفظ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً است بلكه بوسيله اين آيه است وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ يعنى در قساوت بطورى است كه از آن خيرى بر نمىخيزد در ميان سنگها بعضى منشأ تراوش آب مىشوند و به درد مردم مىخورند وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ بعضى از سنگها مىشكافد و از آنها آب مىتراود كه منبع خيرى است به جز آن نهرها كه از دل كوهها جارى است اما دلهاى آنها هيچ خير از آن نمىتراود و تكان نمىخورد تا موجب خيرات مختصرى گردد بعد مىفرمايد وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ بعضى از اين سنگها فرود مىآيد از خشيت خدا وقتى آنها را قسم به خدا و به اسماء اولياء خدا محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و اولاد پاكش : بدهند ولى در دلهاى شما چنين اثرى وجود ندارد وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ خداوند كاملا مطلع از وضع شما است طبق استحقاق به شما جزا و كيفر مىدهد او هرگز ظلم به شما نخواهد نمود حسابى سخت مىگيرد و عقابى سخت مىنمايد آنچه در اين آيه خداوند در باره دلهاى آنها مىفرمايد شبيه مطلبى است كه در سوره نساء مىفرمايد.
أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً اگر قدرت در دست آنها بود به مردم به اندازه ذرهاى هم نمىدادند و توضيحى كه در مورد سنگها داده شبيه توصيفى است كه در اين آيه مىفرمايد لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ اين سرزنش در ارتباط با يهودان و ناصبىها است يهودان جامع هر دو كار و فاعل هر دو خطا بودند بهمين جهت بر آنها سخت گرفته شد بصورتى كه پيامبر اكرم ٦ ايشان را مورد سرزنش قرار داد.