احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٩ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
خير از او هست و ديگرى هيچ اميدى به او نيست با اينكه اصل خير از جانب خدا است چگونه برابرى قرار مىدهند بين چنين كسى كه همه خيرها از جانب اوست و آن كس كه هيچ اميدى از او نيست در عبادت و ستايش.
دوم ابن عباس مىگويد: اين آيه مثل براى كافر و مؤمن است. لال كافر است و آن كس كه زبان گويا دارد و امر به عدالت مىكند مؤمن اين مطلب را عطاء گفته است.
لال ابى بن خلف و بندهاى كه امر به عدالت مىكند حمزه و عثمان بن مظعون است.
بعضى گفتهاند: لال هاشم بن عمرو بن حارث قريشى كه دشمن پيامبر ٦ بود و مردى بخيل و بىفايده بود.
و در باره آيه وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها مىنويسد: اين آيه در باره كسانى نازل شده است كه با پيامبر اكرم به اسلام بيعت كردند خداوند به مسلمانان مىفرمايد مبادا كثرت مشركين و تعداد زياد آنها و قلت مسلمانان موجب شود كه شما نقض پيمان كنيد خداوند نگهبان شما است و در پيمانى كه بستهايد پايدار باشيد.
بعضى گفتهاند اين آيه در مورد گروهى نازل شد كه با گروه ديگر هم قسم شده بودند گروه ديگرى پيش آنها آمده گفتند ما از آنها كه هم پيمان شما شدهاند قوىتر و با شخصيتتريم پيمان خود را با آنها بشكنيد و با ما هم پيمان شويد.
وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها يعنى مانند آن زن نباشيد كه نخهاى خود را در هم پاشيد بعد از اينكه بهم پيوسته بود براى رشتن و آن زنى احمق از قريش بود كه تا نيمه روز با كنيزان خود نخ مىرشت بعد به آنها مىگفت رشتههاى خود را در هم بپاشيد و همين كار را عادت خود قرار داده بود او ريطه دختر عمرو بن كعب نام داشت و به او خرماء مكه مىگفتند.
تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ ايمان خود را وسيله خيانت و دغلبازى قرار دهيد أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ بواسطه اينكه گروهى اكثريت بر ديگران دارند و يا از گروه ديگر برترند فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها يعنى موجب انحراف شما مىشود بعد از اينكه هدايت يافتهايد.
در باره آيه وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ مىنويسد: يعنى وقتى آيهاى را نسخ كنيم و آيه ديگر را جايگزين آن نمائيم قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ. ابن عباس گفته است: مخالفين اسلام