احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
رفتند تا با قريش هم پيمان شوند عليه پيامبر اسلام ٦ و پيمانى كه با پيامبر داشتند بشكنند كعب وارد بر ابو سفيان شد و او از كعب احترام زيادى كرد بقيه يهودان در خانههاى قريش منزل گرفتند. اهالى مكه به آنها گفتند شما اهل كتاب هستيد محمد ٦ نيز داراى كتاب است ما اطمينانى نداريم كه اين عمل شما حيله و تزويرى نباشد. اگر واقعا راست مىگوئيد بيائيد برويم براى اين بتهاى ما سجده كنيد و به آنها ايمان آوريد تا ما باور كنيم، همين كار را كردند.
اين قسمت آيه اشاره به همان است كه مىفرمايد يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ ايمان آوردند به بت و طاغوت ستمگر.
بعد كعب پيشنهاد كرد كه سى نفر از شما و سى نفر از ما بيائيد برويم سينههاى خود را به خانه كعبه بچسبانيم و با خداى كعبه قرارداد ببنديم كه عليه محمد به پيكار برخيزيم.
اين كار را نيز كردند پس از انجام اين پيمان ابو سفيان به كعب گفت تو مردى كتاب خوان هستى و ما مردمانى بىسواديم كه چيزى نمىدانيم حالا تو بگو كداميك از ما بر حق هستيم ما يا محمد؟
كعب گفت اعتقادات خود را برايم توضيح دهيد ابو سفيان در جواب گفت ما براى حاجيان شترهاى تناور مىكشيم و براى آنها آب تهيه مىكنيم و از ايشان پذيرائى مىنمائيم و بند از پاى اسير مىگشائيم و صله رحم مىكنيم و خانه خدايمان را نيز آباد مىكنيم و در اطراف آن به طواف مىپردازيم ما اهل حرم و مكه نيز هستيم ولى محمد ٦ دست از دين اجداد خود برداشت و قطع رحم كرد و از مكه خارج شد. دين ما سابقهدار است ولى دين محمد جديد و تازه است كعب در جواب ابو سفيان گفت به خدا قسم شما به هدايت نزديكتريد از محمد ٦ اين آيه از همان جهت نازل شد.
در سوره نساء آيات ٦٠- ٦٣ مىفرمايد:
«و قال سبحانه»: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً* وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً* فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ