احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٩ - بخش دوم آنچه از معصومين
زبان آنها صحبت مىكردند گفت سخن شيطان مطرود نيست مثل آنها.
گفتم معنى اين آيه فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ فرمود كجا مىرويد در مورد ولايت على (ع) كجا فرار مىكنيد از ولايت او إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ براى كسانى كه خدا ميثاق از آنها به ولايت على (ع) گرفته شده گفتم وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ فرمود زيرا مشيت مال خدا است نه مردم.
١٥٤- تفسير قمى- فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ يعنى در او كجى و اعوجاج نيست فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ گفت اگر بخواهد بغير اين صورت در مىآورد كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ رسول خدا و امير المؤمنين ٨ وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ دو ملكى كه بر انسان موكلند كِراماً كاتِبِينَ كارهاى نيك و زشت انسان را مىنويسند.
آيه فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ يعنى قرمزى بعد از غروب آفتاب وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ مىفرمايد زمانى كه هر يك از مخلوقات را به جانب خواب بكشد وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ زمانى كه اجتماع يابد لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ مىگويد: يعنى حالى بعد از حال مىگويد به راهى كه پيشينيان رفتهاند مىرويد بدون تفاوت به اندازه يك وجب هم با آنها تفاوت نخواهيد داشت حتى پر تيرى مانند پر تير و گشادى دست به اندازه گشادى دست بطورى كه اگر يكى از پيشينيان وارد سوراخ سوسمارى شده باشد شما نيز داخل خواهيد شد گفتند منظورتان يهود و نصارى هستند يا رسول الله ٦ فرمود پس منظورم كيست؟ دست آويزهاى اسلام را يكى پس از ديگرى مىشكنيد اولين چيزى كه از دين خود در هم مىشكنيد امانت است (در نسخه ديگرى امامت است) و آخر آن نماز است.
على بن ابراهيم در مورد آيه إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ گفت: چرا بر مىگردد بعد از مرگ فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ قسم است و جواب آن جمله لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ يعنى مذهبى بعد از مذهب ديگر وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُوعُونَ يعنى به آنچه در سينههاى آنها است لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ يعنى منت بر آنها نهاده نمىشود.
١٥٥- تفسير قمى- وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ گفت يعنى قسم به آسمان باران زا وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ و زمين صاحب گياه، اين قسم است و جواب آن جمله إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ يعنى گفتارى قاطع است وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ يعنى مسخره نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً