احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٩ - بخش دوم احتجاج پيامبر اكرم
كسى هستند كه يكى از آن دو نفر را دشمن بدارد و دوست دوستدار خود هستند و دوست دوستدار محمد و على هستند و دشمن كينهتوز آنها، اگر مردم روى زمين دوست بدارند سلمان و مقداد را به اندازهاى كه ملائكه آسمانها و حجب و كرسى و عرش دوست دارند آنها را بواسطه دوستى با دوستان آنها و دشمنى با دشمنان ايشان يك نفر را خداوند عذاب نخواهد كرد.
٣- احتجاج طبرسى- از ابن عباس نقل مىكند كه گفت چهل نفر از يهودان مدينه گفتند برويم پيش اين جادوگر دروغگو و سرزنش نمائيم او را و تكذيبش كنيم او مدعى است من پيامبر خداى جهانم چگونه مىتواند پيامبر باشد با اينكه آدم بهتر از اوست نوح از او بهتر است يكايك انبياء را نام بردند.
پيامبر اكرم ٦ به عبد الله بن سلام فرمود بين من و تو تورات حاكم باشد يهودان راضى شدند. آنها گفتند آدم از تو بهتر است زيرا خداوند او را به دست خويش آفريده و از روح خود در او دميده. پيامبر اكرم ٦ فرمود آدم پدر من است ولى به من داده شده بهتر از آنچه به آدم دادهاند، پرسيدند چه چيز؟ فرمود منادى در هر روز پنج مرتبه فرياد مىزند
اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله
ولى نمىگويد آدم رسول خدا است لواء حمد در روز قيامت در اختيار من است نه در دست آدم گفتند صحيح است در تورات نوشته است فرمود اين يكى.
يهودان گفتند موسى بهتر از تو است فرمود به چه دليل؟ گفتند زيرا خداوند عزيز با چهار هزار كلمه با او صحبت كرد ولى با تو يك كلمه هم صحبت نكرده. فرمود به من بهتر از او دادهاند، پرسيدند چه چيز؟ فرمود: سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ من بر بال جبرئيل نشستم تا رسيدم به آسمان هفتم و از سدره المنتهى گذشتم كه آنجا جنة الماوى است تا بالاخره به ساق عرش چسبيدم از ساق عرش صدائى برآمد
انى انا الله لا اله الا انا السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر الرؤف الرحيم
با دل او را ديدم نه با چشم اين بهتر است از آنچه به موسى دادهاند يهودان اعتراف نموده گفتند اينها در تورات مكتوب است فرمود اين دومى.
گفتند نوح بهتر از تو است فرمود به چه دليل گفتند چون او سوار كشتى شد و بر جودى گذشت فرمود به من از نوح بهتر دادهاند گفتند چه چيز؟ فرمود خداوند به من نهرى در