احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤١ - بخش دوم آنچه از معصومين
آيه يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا اين آيه در باره عثمان در جنگ خندق نازل شد زيرا او گذرش به عمار بن ياسر افتاد در حالى كه حفر خندق مىكرد گرد و غبار بلند شده بود از كند و كاو او عثمان دست روى دماغ گرفت و رد شد عمار گفت:
|
لا يستوى من يبنى المساجدا |
يظل فيها راكعا و ساجدا |
|
|
كمن يمر بالغبار حائدا |
يعرض عنه جاحدا معاندا |
|
عثمان عصبانى شده گفت پسر سياه زاده منظورت من هستم بعد شكايت پيش پيامبر ٦ برد و گفت ما دعوت تو را پذيرفتيم و اسلام آورديم تا ما را به دشنام بگيرند و آبرويمان را ببرند پيامبر اكرم ٦ فرمودند اسلام برايت دشوار آمده برو.
خداوند اين آيه را نازل نمود يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا تا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ يعنى راست نمىگويند.
١٣٧- تفسير قمى- فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ خداوند تصميم داشت مردم روى زمين را هلاك نمايد به حضرت محمد ٦ فرمود تو از آنها فاصله بگير سرزنش نخواهى شد بعد در اين مورد بدا حاصل شد و اين آيه را نازل نمود وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ.
١٣٨- تفسير قمى- أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا گفت در دنيا احلم از قريش نبود بعد روى سخن را به اصحاب پيامبر ٦ مىنمايد أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ مىگويند يا محمد از خود ساخته منظور امير المؤمنين است بَلْ لا يُؤْمِنُونَ از خود نساخته و اين رأى شخصى او نيست بعد مىفرمايد فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ يعنى مردى مانند او را بياورند از جانب خدا إِنْ كانُوا صادِقِينَ سپس مىفرمايد أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ تو مگر از آنها پاداشى خواستى كه زير بار سنگينى پرداخت آن بشوند.
آيه وَ إِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا كسانى كه به آل محمد ٦ ظلم كردند در مورد حقشان عَذاباً دُونَ ذلِكَ عذاب رجعت است بوسيله شمشير فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا يعنى تو در پناه حفظ و نگهبانى و نعمت ما هستى وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ خدا را تسبيح كن وقتى براى نماز شب حركت مىكنى فَسَبِّحْهُ گفت نماز شب است بزنطى گفت حضرت رضا (ع) فرمود أَدْبارَ السُّجُودِ چهار ركعت است بعد از مغرب وَ إِدْبارَ النُّجُومِ دو ركعت است قبل از نماز صبح.