احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
است از نظر بهره برنداشتن از او و جلوگيرى نكردن از آب و علف زجاج و علقمه اين نظر را دادهاند.
ابن عباس و ابن مسعود گفتهاند سائبه شترى است كه براى بتها نذر كنند شخص از مال خود هر مقدار بخواهد نذر مىكند و آن را تحويل به خدمتكاران بت خانه مىدهد آنها شير شتر را به غريبان و بيچارگان مىدهند.
بعضى گفتهاند سائبه شترى است كه ده شكم پشت سر هم ماده بزايد كه هيچ كدام نر نباشد ديگر سوار آن نمىشوند و كركش را نمىكنند و از شيرش نمىخورند مگر براى ميهمان هر چه بعد از اين شكم بزايد گوش آن را مىشكافند و بچه و مادرش را رها مىكنند.
(وصيله) زجاج مىگويد: وصيله يك نوع گوسفند است اگر ميش بچهاش ماده بود متعلق به خود آنها مىشد و اگر نر مىزائيد آن را به خدايان خود مىدادند اگر نر و ماده مىزائيد مىگفتند بچه ماده به برادر خود رسيد ديگر بره نر را نمىكشتند براى خدايان خود.
ابن مسعود و مقاتل مىگويند وقتى گوسفند هفت شكم مىزائيد اگر شكم هفتم بره نر بود آن را براى خدايان خود مىكشتند گوشت او متعلق به مردان بود نه زنان اما اگر بره ماده بود نگه مىداشتند و از گوسفندهاى خوب به شمار مىرفت اما اگر در شكم هفتم بره نر و ماده مىزائيد مىگفتند بره ماده به برادر خود رسيد ديگر به ما حرام است هر دو بر آنها حرام مىشد و تمام بهره و منفعت آن متعلق به مردها بود نه زنان.
بعضى گفتهاند وصيله موقعى بود كه گوسفند ده بچه ماده در پنج شكم مىزائيد كه هيچ بره نر در ميان آنها نبود آنگاه وصيله مىشد پس از آن هر چه مىزائيد متعلق به مردان بود اين مطلب از محمد بن اسحاق نقل شده «و لا حام» حام شتر نر بود عرب هر گاه از نتاج شتر نرى ده شكم بهرهگيرى مىكرد مىگفت ديگر پشت او ممنوع شد. آن شتر را بار نمىكرد و از آب و چرا باز نمىداشت. بعضى گفتهاند حام شتر نر بود عرب هر گاه از نتاج شتر نرى ده شكم بهرهگيرى مىكرد مىگفت ديگر پشت او ممنوع شد. آن شتر را بار نمىكرد و از آب و چرا باز نمىداشت. نقل شده از ابن عباس و ابن مسعود و ديگران.
بعضى گفتهاند حام شتر نرى است كه بچه بچه خود را باردار كند مىگويند پشت او ممنوع شد سوارش نمىشدند.