احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٤ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
«و قال سبحانه»: وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ* أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ* كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ ٢٧- ٢٩.
«و قال سبحانه»: قُلْ إِنَّما أَنَا مُنْذِرٌ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ* رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ* قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ* أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ* ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ* إِنْ يُوحى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ «إلى قوله»: قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ* إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ* وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ ٦٥- ٨٨.
در باره آيه فِي عِزَّةٍ مىنويسد: يعنى در خودخواهى و استكبار از حق وَ شِقاقٍ مخالفت با خدا و پيامبرش فَنادَوْا از روى تقاضا و التماس يا توبه و استغفار فرياد مىزنند: وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ ولى هنگام چارهجوئى گذشته.
مرحوم طبرسى مىنويسد: مفسران گفتهاند سران قريش كه بيست و پنج نفر بودند از آن جمله وليد بن مغيره كه از همه بالاتر بود و ابو جهل و ابى و اميه دو پسر خلف و عتبه و شيبه فرزندان ربيعه و نضر بن حارث پيش ابو طالب آمده گفتند تو بزرگ و با شخصيتترين افراد ما هستى ما آمدهايم تا داورى كنى بين ما و پسر برادرت. او افكار و عقايد ما را به خرافات نسبت مىدهد و خدايان ما را به ناسزا مىگيرد.
ابو طالب پيامبر اكرم ٦ را خواست و عرض كرد پسر برادر اينها فاميل تو هستند و تقاضائى دارند پرسيد چه مىخواهند گفتند تو دست از ما و خدايان ما بردار تا ما دست از تو و خدايت برداريم.
فرمود شما يك جمله از من بپذيريد تا بر عرب و عجم حكومت كنيد. ابو جهل گفت:
بسيار خوب ما ده برابر از تو مىپذيريم فرمود بگوئيد:
«لا اله الا الله»
از جاى حركت كرده گفتند أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً مىخواهد اين همه خدا را در يكى منحصر نمايد. اين آيات به همين جهت نازل شد.
و روايت شده كه پيامبر اكرم ٦ اشك از چشمانش جارى شد بعد فرمود عمو، اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در دست چپم قرار دهند دست از ماموريت خود بر نمىدارم تا به انجام برسانم يا كشته شوم. حضرت ابو طالب گفت دنبال كار خود باش