احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٩ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
بعضى گفتهاند خود را پنهان مىكردند تا قرآن را نشنوند. گفته شده كه عداوت پيامبر را در دل پنهان مىكردند.
بعضى گفتهاند منظور آيه اينست كه وقتى گرد هم جمع مىشدند و جلسهاى عليه پيامبر تشكيل مىدادند بهم نزديك مىشدند و به هم مىچسبيدند و آرام سرگوشى مىكردند تا از نظر خدا پنهان باشد بنا بر نظريه اخير و اما بنا بر نظرات ديگر اين كار مىكردند تا پيامبر متوجه نشود.
أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ يعنى هنگامى كه خود را در جامه خويش مىپيچيدند و توطئه عليه پيامبر و مؤمنين را با هم در ميان مىگذاشتند و پنهان مىكردند. گفته شده منظور از پوشش در لباس اينست كه از تاريكى شب استفاده مىكردند.
و در باره آيه إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ مىنويسد يعنى تا زمان معين بعضى گفتهاند يعنى تا گروهى از پى آنها بيايند و اصرار بر كفر ورزند و هيچ كس در ميان آنها ايمان نياورد چنانچه در باره قوم نوح انجام داديم.
از حضرت باقر و حضرت صادق (ع) نقل شده در اين آيه كه مىفرمايد اگر عذاب را از آنها تأخير بيندازيم تا امت معدوده يعنى تا اصحاب حضرت مهدى عجل الله فرجه در آخر الزمان كه سيصد و سيزده نفرند به تعداد سلحشوران جنگ بدر در يك ساعت گرد يك ديگر جمع مىشوند چنانچه ابرها در پائيز بهم مىپيوندند.
در باره آيه فَلَعَلَّكَ تارِكٌ مىنويسد: ابن عباس گفت سركردگان قريش در مكه خدمت پيامبر ٦ رسيده گفتند: يا محمد اگر تو پيامبرى كوههاى مكه را براى ما به صورت طلا درآور يا ملائكه را براى گواهى بر نبوت خويش بياور اين آيه در همين رابطه نازل شد.
عياشى به اسناد خود از حضرت صادق (ع) نقل مىكند كه پيامبر اكرم ٦ به على بن ابى طالب (ع) فرمود من از خدا خواستم كه تو را برادر من قرار دهد خواستهام پذيرفته شد باز تقاضا كردم كه تو را وصى و جانشين من قرار دهد اين كار را نيز كرد بعضى از حاضران كه شنيدند گفتند يك من خرما در يك انبان خشك در نظر ما بهتر است از آنچه محمد از پروردگار خود تقاضا كرده چرا درخواست نكرد كه فرشتهاى او را