احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٢ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
نمود يا از پيامبر ٦ وَ اسْتَكْبَرَ و كبر ورزيد از پيروى او إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ اين سحرى است كه آموخته مىشود وَ ما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ نيست آن مگر تذكر براى بشر «كَلَّا» تنفر از كسى است كه انكار قرآن را مىكند يا انكارى است كه متوجه شوند إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ يكى از بلاياى بزرگ است. لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ يعنى تهديد است براى كسانى كه امكان سبقت در خير دارند يا تخلف از آن را كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ تشبيه نموده آنها را در فرار از حق به الاغى كه از ترس شير فرار كند.
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً نامههائى كه باز كند و بخواند روايت شده كه به پيامبر اكرم ٦ گفتند ما به تو ايمان نمىآوريم مگر اينكه براى هر كدام از ما نامهاى جداگانه بياورى از جانب خدا كه نوشته باشد. فلانى، از محمد ٦ پيروى كن.
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ يا محمد زبانت را حركت مده كه قرآن را با عجله بگيرى مبادا از دست تو برود إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ ما قرآن را در سينه تو جمع مىكنيم و قرائتش را در زبانت ثابت مىنمائيم اين علت نهى «لا تُحَرِّكْ» است فَإِذا قَرَأْناهُ وقتى به زبان جبرئيل بر تو خوانديم فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ پيرو قرائت او باش و قرائتش را تكرار كن تا در حافظهات رسوخ كند ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ بر ما است بيان آنچه بر تو مشكل باشد از معانى قرآن. گفتهاند خطاب يا انسان ذكر شده است معنى اينست كه نامهاش را به دست او مىدهند زبانش مىگردد بواسطه سرعتى كه در خواندن آن دارد از ترس به او گفته مىشود لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ تعجل به بر ما است طبق وعدهاى كه دادهايم اعمال تو را جمع كنيم و بخوانيم فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ وقتى جبرئيل قرآن را بر تو خواند تو پيروى كن از قرائتش و تكرار كن يا با اقرار و يا تفكر در آيات كار او را توضيح دهيم و آشكار كنم با جزا و پاداش كه به او مىدهم.
وَ شَدَدْنا أَسْرَهُمْ يعنى محكم كرديم ارتباط مفاصل او را با اعصاب وَ إِذا شِئْنا بَدَّلْنا أَمْثالَهُمْ تَبْدِيلًا وقتى بخواهيم آنها را هلاك مىكنيم و به جاى آنها گروه ديگرى مىآوريم، شبيه آنها باشند در خلقت و استحكام مفاصل يعنى در نشئه ديگر به همين جهت با «إِذا»