احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٠ - بخش دوم آنچه از معصومين
آمدند خدمت پيامبر اكرم ٦ گفتند ما صبر مىكنيم اگر اموالمان افزايش يافت و خودمان و فرزندانمان سلامتى داشتيم مىفهميم او راست مىگويد و پيامبر است، اگر چنين ترديد است نسبت به آنچه مىگويند حَتَّى إِذا أَخَذْنا مُتْرَفِيهِمْ يعنى وقتى بزرگان آنها را به عذاب گرفتيم. إِذا هُمْ يَجْأَرُونَ در اين هنگام آنها ضجه و ناله مىكنند. خداوند بر آنها رد كرده لا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ تا اين آيه سامِراً تَهْجُرُونَ يعنى آن را داستان حساب كرديد و فاصله گرفتيد.
آيه أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ يعنى يا مىگويند رسول خدا ٦ ديوانه است وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ يعنى حق رسول خدا و امير المؤمنين ٧ است دليل بر اين مطلب تا آيه قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ يعنى ولايت امير المؤمنين (ع) و شبيه اين زياد است.
و دليل بر اينكه حق رسول خدا و امير المؤمنين است اين آيه است كه مىفرمايد اگر رسول خدا و امير المؤمنين ٨ تابع قريش شوند آسمانها و زمين و هر چه در آنها است تباه مىشود تباه شدن آسمان به باران نباريدن است و فساد زمين به گياه نروئيدن و فساد مردم به اين است.
آيه وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ تو آنها را دعوت به صراط مستقيم مىكنى يعنى به ولايت امير المؤمنين ٧ وَ إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ يعنى از امام رو برگردانند سپس رد مىكند كسانى را كه اعتقاد به ثنويت دارند و دو خدا مىپرستند مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ يعنى اگر دو خدا وجود داشت با هم اختلاف مىكردند يكى مىخواست خلق كند ديگرى خلق نكند و يكى اراده مىكرد ديگرى اراده نمىكرد و هر كدام به دنبال پيروزى بر ديگرى بودند وقتى يكى از آنها اراده مىكرد انسان بيافريند و ديگرى چهارپا آن مخلوق در يك حالت انسان و چهارپا مىشد كه اين محال است وقتى اين مطلب باطل گرديد ثابت مىشود كه مدبر جهان خدائى يكتا است همين تدبير و ثبات و استوارى اشياء به يك ديگر دليل بر آن است كه صانع يكتا است جل جلاله سپس گفت: سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ.
آيه قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ همزات شيطان عبارت از وسوسهاى