احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
آنها را دعوت به اسلام و زكات كرد.
فنحاص گفت اگر اين حرفى كه تو ميگويى واقعيت داشته باشد پس خدا فقير است و ما ثروتمنديم ابا بكر از شنيدن اين سخن ناراحت شد و خشم گرفت و بر چهرهاش نواخت اين آيه در همين مورد نازل شد.
در باره آيه الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا مىنويسد: اين آيه در باره گروهى از يهوديان كه از جمله آنها كعب بن اشرف و مالك بن صيف و وهب بن يهودا و فنحاص بن عازوراء بودند نازل شد گفتند يا محمد، خداوند در تورات با ما قرار بسته كه ايمان به پيامبر نياوريم مگر اينكه يك قربانى بياورد كه او را آتش بسوزاند اگر واقعا تو پيامبرى همين معجزه را بياور تا تصديقت كنيم اين آيه نازل شد روايت از كلبى است.
بعضى گفتهاند خداوند در تورات به بنى اسرائيل دستور داده كه اگر كسى مدعى نبوت شد از او نپذيرند مگر قربانى بياورد كه آن را آتش بخورد تا زمانى كه عيسى مسيح و محمد ٦ بيايد وقتى آنها مبعوث شدند به ايشان بدون آن قربانى ايمان بياوريد فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اين قسمت آيه تكذيب مىكند آنها را در ادعايشان زيرا مىفرمايد پس چرا همان پيامبران را كشتيد اگر راست مىگوئيد و شاهد دشمنى و عناد آنها است و دليل است بر اينكه اگر پيامبر اكرم قربانى مقبول نيز مىآورد همان طورى كه مىخواستند باز ايمان نمىآوردند چنانچه پدرانشان ايمان نياوردند اما چرا خداوند بهانه آنها را مرتفع ننمود زيرا مىدانست فرستادن چنين قربانى به زيان آنها است معجزات نيز تابع مصالح است و چنين پيشنهادى تكليف تعيين نمودن براى خدا است در دليل آوردن آنچه لازم است براى آنها اينست كه بوسيله دليل شك و ترديد ايشان را برطرف نمايد (نه هر چه گفتند و خواستند بپذيرد).
خداوند در سوره نساء آيات ٤٤- ٥٤ مىفرمايد:
النساء «٤»: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ وَ يُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ* وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ وَ كَفى بِاللَّهِ وَلِيًّا وَ كَفى بِاللَّهِ نَصِيراً* مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ