احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
موسى غلو و زيادهروى كردند تا آنجا كه گفتند بدون مباشرت پدر متولد شد پس زيادهروى در هر دو دسته وجود دارد.
بعضى گفتهاند مخصوص نصارى است زيرا وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ معتقد به سه خدا نشويد. در باره نصرانيان است يعنى نگوئيد خدايان ما سه تا است.
گفته اين حرف صحيح نيست چون نصارى معتقد به سه خدا نيستند چون آنها مىگويند خدا يكى است ولى معتقد بسه اقنوم هستند (پدر پسر و روح القدس) معنى آن اينست كه نگوئيد خدا سه تا است اعتقاد آنها شبيه اين حرف ما است كه مىگوئيم يك چراغ است بعد مىگوئيم سه تا است روغن و فتيله و شعله و مىگوئيم خورشيد يكى است با اينكه خورشيد جسم و روشنائى و پرتو است اين توجيه غلط بسيار بعيدى است چون ما مىگوئيم يك چراغ منظور ما اين نيست كه چراغ يك شىء واحد است زيرا چراغ مجموعهاى از چند چيز است در واقع همين طور خورشيد اين مانند آنها است كه مىگوئى يك ده تا و يك انسان و يك خانه با اينكه اينها مجموعه از چند چيز هستند اگر بگويند خدا يك شىء واحد و خداى يكتاى واقعى است پس سه تا بودن با آن متناقض است اگر مىگويند خدا مجموعه ايست همان طور كه توضيح داديم در اين صورت موحد نيستند و جزء مشبهه به شمار مىآيند. ديگر شق سوم ندارد پايان.
رازى در تفسير خود مينويسد: معنى اينست كه نگوئيد خدا يك ذات است و سه اقنوم.
بايد توجه داشت كه مذهب نصارى واقعا مجهول و نامعلوم است آنچه از مجموعه اعتقادات آنها بدست مىآيد اينست كه معتقد بيك ذات هستند كه داراى سه صفت است گر چه آنها اينها را صفت ناميدهاند در واقع صفت نيستند چند ذات هستند زيرا آنها تجويز ميكنند كه در عيسى و مريم حلول كند اگر اينها ذات قائم بنفس نباشند نمىتوانند در غير حلول كنند و از يكى بديگرى منتقل شوند گر چه بنام صفات مينامند ولى در واقع سه ذات قائم به نفس است كه اين عين كفر است.
سپس مينوسد: در مورد يقين مبتداء كه «ثلاثه» خبر آن باشد به سه قول اختلاف دارند قول اول همان كه ما ذكر كرديم نگوئيد خدايان ما سه تا است (كه مبتدا اقانيم مىشود) دوم زجاج گفته لا تقولوا آلهتنا ثلاثه نگوئيد خدايان ما سه تا است و اين توجيه براى آن است