احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٧ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
حق با اخلاص در راه خدا كه خالى از تظاهر و ريا و تقليد باشد. «مَثْنى وَ فُرادى» جدا، دو تا دو تا يا يكى يكى زيرا ازدحام موجب تشويش خاطر و اظهار نظرهاى مختلف مىشود ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا بعد بيانديشيد در مورد آنچه پيامبرتان آورده ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ آن وقت خواهيد فهميد كه جنون او را وادار به اين عمل نكرده است ممكن است جمله به ما قبل مربوط نباشد و استيناف باشد به اين صورت كه آنها را متوجه مىكند عقل و دانش پيامبر را كه ملاحظه مىكنيد كافى است شما را در اينكه صدق و درستى او را باور كنيد. زيرا اين درايت او را مانع مىشود از اينكه ادعاى چيز بزرگى را بنمايد بدون دليل قابل اعتماد كه موجب رسوائيش در مقابل مردم خواهد شد و خود را به هلاكت مىافكند. چگونه چنين بوده با اينكه معجزات زيادى نيز به همراه دارد.
بعضى گفتهاند (ما) استفهامى است يعنى بعد فكر مىكنند چه چيز در او هست كه موجب جنون شده باشد قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ بگو هر چه سؤال كردم از شما در مورد مزد نبوت مال خودتان باشد يعنى سؤال نكردهام مزدى را بعضى گفتهاند (ما) موصول است منظور اينست كه درخواستى از شما نكردهام مانند اين آيه ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا و آيه ديگر لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى راه خدا را از پيش گرفتن موجب نفع آنها مىشود و خويشاوندان پيامبر ٦ خويشاوند آنها است.
قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِ يعنى خداوند حق و واقعيت را القاء مىكند بر كسانى كه آنها برگزيدهاند از ميان بندگان خود يا باطل را كنار مىزند و از بين مىبرد آن را و يا آن را به اطراف جهان پرت مىكند كه اين خود وعدهاى است براى پيروزى اسلام وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ يعنى باطل از ميان رفت كه منظور شرك است به طورى كه اثرى از آن باقى نمىماند اين سخن از هلاك قبيله گرفته شده كه وقتى يك دودمان از بين رفت نه ابتدا دارد و نه بازگشت.
بعضى گفته باطل ابليس يا بت است و معنى اينست كه ديگر دو مرتبه نمىآفريند خلقى را و نه بازگشت مىدهد او را يا منظور اينست كه باطل هرگز موجب خيرى براى اهل آن نخواهد شد و نه بازگشت به خير مىكند. برخى گفتهاند (ما) استفهامى است كه منصوب