احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٣ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
پادشاهان از داستانهاى او خوششان مىآمد و گوش دادن به قرآن را رها مىكردند.
كلبى مىنويسد گفتهاند اين آيه در باره مردى نازل شد كه كنيزى را خريد كه شبانه روز براى او غنا مىخواند (يا مىنواخت) از ابن عباس و بيشتر مفسرين نقل شده كه منظور از لهو الحديث غنا است و همين نظر ابن عباس و ابن مسعود است و از حضرت باقر و صادق ٨ و حضرت رضا : نقل شده كه فرمودهاند يك نوع از لهو الحديث غنا است.
از حضرت صادق (ع) روايت شده كه فرمود لهو الحديث طعنه زدن و مسخره كردن حق است كارهائى كه ابو جهل و يارانش مىكردند چون مىگفت: قريش، مايليد به شما از زقوم بچشانم همان زقومى كه رفيقتان شما را از آن مىترسانيد بعد مىفرستاد مقدارى كره و خرما مىآوردند مىگفت اين همان زقوم است كه شما را مىترساند.
حضرت صادق فرمود غنا نوعى لهو الحديث است بنا بر اين هر چه ما را از راه خدا باز دارد و به خود مشغول كند لهو الحديث است وَ يَتَّخِذَها هُزُواً يعنى آيات قرآن يا راه خدا را مسخره مىكنند كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً گويا در گوش او سنگينى هست كه مانع از شنيدن آيات مىشود.
در باره آيه بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها مىنويسد اگر براى آسمانها ستونى مىبود مشاهده مىگرديد زيرا بايد ستونهاى بسيار بزرگى مىداشتند كه بتواند آسمانها را نگه دارد اگر چنين بود باز احتياج به ستونهاى ديگرى بود كه آنها را نگه دارد همين طور به طور مسلسل پس ستونى ندارد.
بعضى گفتهاند منظور ستون قابل ديدن ندارد و معنى آيه اينست كه ستونهائى دارد كه شما نمىبينيد. وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ در زمين ميخها قرار دارد يعنى كوههاى ثابت را أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ تا مبادا شما را منحرف و متمايل نمايد.
و در باره آيه أَ وَ لَوْ كانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ جواب لو محذوف است به اين صورت كه اگر شيطان آنها را دعوت به عذاب جهنم مىكرد آنها پيروى شيطان را مىكردند وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ يعنى هر كس دين خود را براى خدا خالص كند و در كارها منظورش تقرب به خدا باشد وَ هُوَ مُحْسِنٌ و كارهاى خود را مطابق شرع و دين انجام دهد فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى يعنى چنگ به دستآويزى ناگسستنى زده وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ يعنى