احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٧ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
مىگيريم تا تمام آنها را هلاك نمائيم.
گفتهاند يعنى در حال ترس ايشان از عذاب يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ مىفرمايد نمىبينند آنچه خداوند آفريده سايههايشان در حال سجده به چپ و راست مىروند و معنى سجده كردن سايه همان تمايل آن است به چپ و راست چنانچه قبلا گذشت بعضى نيز گفتهاند منظور از سايه خود شخص است نه سايه او و اين نوع تعبير در سخنان عرب نمونه زياد دارد.
وَ هُمْ داخِرُونَ يعنى آنها كوچك و خوارند خداوند در اين آيه توجه مىدهد كه تمام اشياء كوچكى و خضوع نسبت به او دارند بطورى كه شاهد نيازمندى آنها است بخالق و مدبر خود اشياء نيز در اين مورد مانند همان بندگان در حال سجده هستند وَ لَهُ الدِّينُ واصِباً يعنى اطاعت از او پيوسته و براى هميشه لازم است بعضى گفتهاند يعنى به طور خالص.
نَصِيباً مِمَّا رَزَقْناهُمْ مقدارى از روزى خود را اختصاص مىدهند به چيزهائى كه نمىدانند منظور همان چيزهائى است كه در سوره انعام گذشت كه از زراعتها و چهارپايان مقدارى را اختصاص به خدايان خود مىدهند وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ يعنى براى خود آنچه را دوست مىدارند قرار مىدهند منظور پسرها است «و براى خداوند دخترها را نسبت مىدهند».
وَ هُوَ كَظِيمٌ يعنى از شنيدن تولد دختر غرق در خشم و اندوه مىشود أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ يعنى در باره دخترى كه برايش متولد شده چارهانديشى مىكند كه او را با كمال خوارى و بيچارگى نگه دارد يا درون خاك پنهانش كند و زنده بگورش كند اين همان عملى بود كه از عادات اعراب به شمار مىرفت هنگام زايمان گودالى كوچك مىكند و اگر دختر متولد مىشد او را درون همان گودال مىانداخت و بر رويش خاك مىريخت تا زنده زنده بميرد اين عمل را از ترس فقر و تنگدستى انجام مىدادند.
وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ ما يَكْرَهُونَ براى خدا دختران را نسبت مىدهند كه خودشان ناپسند مىشمارند أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنى منظور اينست كه براى خودشان خوبها كه پسرانند بر مىگزينند بعضى گفتهاند منظور اينست كه در آخرت پاداش نيكو را به خود اختصاص مىدهند وَ أَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ يعنى آنها را به جانب آتش جهنم به سرعت مىبرند.
در باره آيه فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا مىنويسد: در مورد اين آيه دو نوع تفسير شده.