احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٨ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
اسم است كه عبارت از مجموعه قرص خورشيد و پرتو و حرارت است منظورشان از اب ذات خداست و از ابن كلمه و از روح حيات و اثبات ذات و كلمة و حيات كردهاند و گفتهاند كلمة الله كه همان كلمه خدا است با عيسى متحد شده چنانچه شراب با آب ممزوج مىشود و آب با شير مىآميزد و مدعى هستند پدر اله است پسر نيز اله و روح هم اله است و همه اينها يك خدا است.
بايد توجه داشت كه اين ادعا بسيار باطل و بيهوده است عقل گواه بطلان آن است هرگز سه تا يكى نخواهد شد و يكى سه تا نمىشود در دنيا از ادعاى نصرانيان خرافىتر مذهبى يافت نمىشود.
طبرسى رحمه الله عليه در باره آيه تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يعنى مشاهده مىكنى بسيارى از يهودان را كه علاقمند هستند به كفار منظور كفار مكه است. آيه در باره كعب بن اشرف و ياران اوست كه مشركين را عليه پيامبر اكرم ٦ تحريك مىكردند و قبلا توضيح داده شد. حضرت باقر (ع) فرمود يعنى دوست مىدارند پادشاهان ستمگر را و نظرات و خواستههاى آنان را مىآرايند تا از قدرت مالى و دنياى آنها بهرهمند شوند.
در باره آيه ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ مىنويسد: آنچه را اهل جاهليت حرام نمودهاند، (به نام بحيره و سائبه و وصيله و حام) خداوند چنين چيزى را قرار نداده.
بحيره: شترى است كه پنج شكم بزايد و آخرين نوزاد او نر باشد كه گوش او را شكاف مىدهند و از سوار شدن و كشتن او خوددارى مىنمايند و نه مانع آب و علف او مىشوند اگر شخص عاجز و ناتوانى هم او را مشاهده كند سوارش نمىشود ابن عباس گفته است: بحيره اينست كه وقتى شترى بزايمان پنجم رسيد اگر شكم پنجم او نر بود مىكشتند او را زن و مرد از گوشتش نمىخورند اگر ماده بود آن شتر بحيره است و گوش او را شكاف مىدهند. ديگر كرك از او نمىگيرند و نام خدا را بر او نمىبرند موقع كشتن و نه بار بر او قرار مىدهند و بر زنان شير او حرام است و نه از او بهرهبردارى مىكنند بهرهبردارى و شير او مخصوص مردها است تا بميرد وقتى مرد زن و مرد در خوردن گوشت او شريك هستند و گفتهاند بحيره بچه سائبه است شترى است كه آن را نذر كنند. مثلا براى آمدن از سفر يا شفا از بيمارى و چيزهاى ديگر مىگويد شترم سائبه است آن وقت همان احكام بحيره نسبت به او هم جارى