احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٥ - بخش دوم آنچه از معصومين
خوردن كسى مانع او نمىشد وسيله وقتى بود كه گوسفند پنج شكم بزايد و در مرتبه ششم يك بزغاله نر و يك ماده در يك شكم بزايد كه بزغاله ماده را براى بت قرار مىدادند و مىگفتند رسيد به برادرش و گوشت آن را براى زنان حرام مىكردند (حام) وقتى شتر نر پدر پدر پدر باشد مىگفتند پشت شتر قرق شد كه نمىتوان استفاده از سوارى و باربرى كرد او را حام مىناميدند و جلوگيرى از چراگاه و آب نمىشد خداوند بر آنها رد كرده فرمود ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ تا اين قسمت وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ.
٥٨- تفسير قمى- وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ لفظ آيه ماضى است ولى معنى آن مستقبل است قبلا نگفته بعد از اين خواهد گفت جريان اين بود كه نصرانيان گمان مىكردند كه عيسى به آنها گفته است: من و مادرم دو خدا هستيم روز قيامت خداوند بين نصرانيان و عيسى جمع مىكند و به او مىگويد أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ تو گفتى به مردم من و مادرم را دو خدا بگيريد؟
مىگويد خدايا تو منزهى هرگز من چيزى را كه شايسته آن نيستم نخواهم گفت اگر گفته بودم تو خود مىدانستى آنچه در دل من هست مىدانى ولى آنچه در ذات تو است من نمىدانم تو داناى رازها هستى تا اين آيه وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ و دليل بر اينكه عيسى چنين چيزى را نگفته اين آيه است هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ.
٥٩- عياشى- از حضرت باقر (ع) در باره سخن خدا به عيسى أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي خداوند اين سؤال را نكرده خواهد كرد، چون خداوند مىداند يك جريان اتفاق افتادنى است از آينده به طور واقع شده خبر مىدهد.
و از سليمان بن خالد از حضرت صادق (ع) نقل شده كه از اين آيه سؤال كردند فرمود خداوند وقتى اراده كرد امرى باشد قبل از وقوع خبر اتفاق افتادن آن را مىدهد.
٦٠- جابر جعفى از حضرت باقر (ع) نقل مىكند در مورد آيه تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ فرمود اسم اعظم و اكبر هفتاد و سه حرف است يك حرف آن را خداوند به خود اختصاص داده و هيچ كس را از آن مطلع نكرده، به همين جهت احدى نمىداند در نفس او چيست اينست معنى قول عيسى تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي يعنى هفتاد و دو حرف از اسم اكبر به من آموختى و خود مىدانى وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ زيرا تو