احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٧ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
كه داشتند كه بعضى ايمان بياورند يا در دين خود ترديد پيدا كنند يا قرارى كه داشتند كه دست از كفر بر ندارند. إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ وَ ما أُمِرُوا يعنى در كتابهايشان به آنچه در كتابها است إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ جز خدا را نپرستند و شريك براى او نگيرند. «حُنَفاءَ» منحرف از عقائد باطل باشند وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ نماز بخوانند و زكات بپردازند ولى آنها تحريف كردند و عصيان نمودند وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ اين دين و آئين مردمان پايدار است.
أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ آيا ديدى كسى را كه تكذيب مىكرد روز جزا را يا اسلام فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ اوست كه يتيم را به شدت مىراند در باره ابا جهل نازل شده كه وصى براى يتيمى بود با تن لخت پيش او آمد و تقاضا كرد از مال خودش چيزى بدهد كه بدن خويش را بپوشاند او را راند يا راجع به ابو سفيان است كه شترى را كشت يتيمى از او درخواست كرد با عصا بر پيكر او نواخت يا وليد بن مغيره و يا منافقى بخيل آمده است.
مرحوم طبرسى مىنويسد: سوره جحد در باره گروهى از قريش نازل شده از قبيل حارث بن قيس سهمى و عاص بن وائل و وليد بن مغيره و اسود بن عبد يغوث و اسود بن المطلب بن اسد كه مىگفتند: در تمام كارهاى خود تو را شريك كنيم. تو يك سال خداى ما را بپرست و ما يك سال خداى تو را اگر آنچه تو آوردهاى خوب بود ما تو را شريكشدهايم و بهره خويش را از آن بردهايم، اگر آنچه ما داريم بهتر بود تو با ما شريكشدهاى و بهره خود را برداشتهاى. فرمود به خدا پناه مىبرم كه ديگرى را شريك او قرار دهم.
گفتند بعضى از خدايان ما را ببوس و به او احترام گذار تا پروردگار تو را بپرستيم و تو را تصديق كنيم. فرمود باشد ببينم خدايم در اين باره چه مىفرمايد، بعد اين سوره نازل شد، قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ.
پيامبر اكرم ٦ به جانب مسجد الحرام رفت و گروهى آنجا جمع بودند بالاى سر آنها ايستاد و اين سوره را تا آخر قرائت كرد ديگر آنها مايوس شدند و شروع به آزار او و اصحابش نمودند، ابن عباس گفته در همين مورد نازل شد أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجاهِلُونَ مرا امر مىكنيد كه جز خدا را بپرستم اى نادانان قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ منظورش يك گروه معينى است لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ بگو نمىپرستم خدايانى را كه شما