احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٧ - بخش دوم آنچه از معصومين
٣١- تفسير عياشى- ابن ابى يعفور گفت از حضرت صادق (ع) اين آيه را سؤال كردم كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِهِ فرمود اسرائيل وقتى گوشت شتر مىخورد درد پهلو او را مىگرفت به همين جهت گوشت شتر را بر خود حرام نمود، اين جريان قبل از نزول تورات بود وقتى تورات نازل شد آن را حرام نكرد ولى يعقوب گوشت شتر نمىخورد.
٣٢- تفسير عياشى- سماعه گفت از حضرت صادق (ع) شنيدم مىفرمود در مورد آيه قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ با اينكه خداوند مىدانست اينها كه خطاب به آنها مىنمايد آن پيامبران را نكشتهاند ولى هوادار همان پيامبر كشان بودند خداوند آنها را قاتل ناميده چون طرفدار آنها بودند و خوششان مىآمد از كار آنها.
٣٣- در روايت ديگر مىفرمايد اين آيه نازل شد گفتند خدا مىداند ما آنها را نكشتهايم و نه آن وقت حضور داشتيم به آنها گفتند بيزار شويد از قاتلين آنها امتناع ورزيدند.
اما اين آيه الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ فرمود بنى اسرائيل طشتى داشتند كه در آن قربانى مىكردند و قربانى را داخل طشت مىنهادند آتشى مىآمد و قربانى را مىسوزاند به پيامبر اكرم ٦ گفتند ما به تو ايمان نمىآوريم تا براى ما يك قربانى بياورى و آتش آن را فرا گيرد چنانچه بنى اسرائيل مىكردند خداوند فرمود بگو به آنها يا محمد ٦ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ پيامبران قبل از من دلائل آوردند و همين كه از من مىخواهيد آنها آوردند چرا پس آنها را كشتيد اگر راست مىگوئيد در روايت ابى الجارود از حضرت باقر است كه در باره آيه فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جاؤُ بِالْبَيِّناتِ منظور از بينات آيات است وَ الزُّبُرِ كتب انبياء است وَ الْكِتابِ الْمُنِيرِ حلال و حرام است.
٣٤- تفسير قمى- لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ فرمود به خدا آنها خدا را نديدند تا بفهمند فقير است ولى دوستان خدا را ديدند كه فقيرند بعد گفتند اگر خدا ثروتمند بود اينها را بىنياز مىكرد به همين جهت افتخار كردند بر خدا كه ما