احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٣ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
ببينيم صبر مىكنيد و پايدار هستيد.
در باره آيه كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ مىنويسد: يعنى ما اين چنين قرآن را تكه تكه نازل كرديم تا با جدا نمودن آيات از يك ديگر موجب تقويت قلب تو شديم در مورد حفظ و درك قرآن زيرا پيامبر ما با موسى و داود و عيسى فرق داشت چون پيامبر ما مكتب نرفته بود ولى آنها خط مىنوشتند. اگر يك بار قرآن را نازل مىكرد حفظ كردن آن دشوار بود و ضمنا نزول تدريجى قرآن بيشتر موجب بصيرت و دقت در معنى آن مىشد و هم اينكه در هر مرتبه كه مقدارى نازل مىشد با اينكه دعوت به مبارزه و آوردن شبيه خود نموده بود و آنها از آوردن شبيه تمام قسمتهاى تدريجى آن بودند بيشتر موجب تقويت دل پيامبر بود و آوردن جبرئيل آيات قرآن را به تدريج سبب ديگرى از براى تقويت او بود و هم ناسخ و منسوخ را مىدانست و انضمام قرائن حاليه به معانى الفاظ بيشتر موجب بلاغت قرآن مىشد وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا يعنى قرآن را براى تو تدريجا فرستاديم در طول بيست سال يا بيست و سه سال «وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ» يعنى هر سؤال عجيبى كه آنها از تو مىكردند جوابى عالى براى آن به تو نازل كرديم و توضيحى نيكوتر از سؤال آنها مىداديم يا منظور از آيه اينست كه هر چه آنها اعتراض مىكردند كه چرا اين پيامبر چنين نيست ما آن وضعى كه شايسته نبوت تو بود به تو عنايت مىكرديم تا بهتر معلوم شود علت بعثت تو چيست؟
و در باره آيه وَ كانَ الْكافِرُ عَلى رَبِّهِ ظَهِيراً مىنويسد: يعنى كافر با عداوت و كفر خود پشتيبان شيطان است «إِلَّا مَنْ شاءَ» يعنى فعل كسى كه مايل است راه خدا را پيش بگيرد اجر رسالت است چون منظور از رسالت همين راه خدا از پيش گرفتن امت است اين قسم از اجر و مزد را استثناء نموده است تا ثابت كند هيچ گونه طمعى در مزد رسالت ندارد فقط دلش بر امت مىسوزد چرا كه سود امت را از ثواب آخرت و زمانى از عذاب آخرت را اجر رسالت مىشمارد و اين را اجر كامل و مورد توجه پيامبر ٦ معرفى مىكند.
بعضى گفتهاند آيه استثناء منقطع است يعنى هر كسى مايل است راه خدا را از پيش بگيرد بيايد.
الشعراء «٢٦»: طسم* تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ* لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ* إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ* وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ