احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٠ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
كمك كند هنگام برخورد با دشمن يا گنجى كه بوسيله آن رفع تنگدستى از خود بنمايد. اين آيه راجع به همان نازل شد «شايد تو رها كنى بعضى از آنچه به تو وحى شده» و آن سب و ناسزا به خدايان آنهاست كه به خودشان نگو بواسطه هراسى كه از ايشان دارى وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ يعنى شايد تو دلتنگ مىشوى از حرفهائى كه آنها مىگويند و آزار و اذيتى كه تو را مىكنند.
بعضى گفتهاند منظور تقاضاهاى كفار است أَنْ يَقُولُوا يعنى از ترس اينكه بگويند چرا گنجى با او نيامده يا فرشتهاى گواهى رسالتش را نمىدهد.
ضمنا بايد توجه داشت كه «لعلك» بمعنى شك و ترديد نيست بلكه منظور نهى از ترك تبليغ و رسالت است و تحريص به انجام وظيفه پيامبرى است مثل اينكه ما بديگرى كه مىدانيم مطيع و فرمانبردار است از جهت ترغيب و تحريص مىگوئيم شايد تو بعضى دستورات مرا بواسطه حرف فلانى رها كنى اين سخن را از آن جهت مىگوئيم كه گوشزدش نمائيم كه فلان كس ممكن است از تو بخواهد مأموريتت را انجام ندهى و ترك انجام وظيفه نمائى.
قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ يعنى اگر اين آيات به دروغ نسبت به خدا داده شده چنانچه شما مىپنداريد ده سوره با همين نظم و فصاحت شما به دروغ بسازيد. قرآن كه به زبان شما نازل شده من خود نيز بين شما بزرگ شدهام. در صورتى كه خود را عاجز از آوردن مانند آن مىيابيد. پس اعتراف كنيد كه قرآن از جانب خدا است اين پيشنهاد صريح در تحدى و به مبارزه خواستن است و همين آيه شاهد است كه جهت اعجاز قرآن فصاحت و بلاغت و نظم مخصوص آن است. زيرا اگر اعجاز قرآن از جهت ديگرى بود در معارضه با آن بافتراء و ساختگى آن قناعت نمىكرد. چون بلاغت سه درجه دارد عاليترين درجه بلاغت بصورت اعجاز است و پستترين نوع و حد متوسط آن امرى ممكن و انجام شدنى است اين به مبارزه خواستن و تحدى در نوع اعلى آن است اگر وجه اعجاز قرآن اين بود كه خداوند به طور قهر و اجبار نگذارد مانند قرآن را بياورند اين جلوگيرى قهرى با ركيكترين كلمات و جملات ممكن بود (لازم نبود فصيح و بليغ باشد).
اما آنچه در اين آيه مورد تحدى و مبارزه قرار گرفته اين نيست كه مانند همان آيات را بياورند از نظر مطلب و سخن زيرا آوردن مانندى كه مطابق آن باشد يعنى بازگو نمودن همان آيات كه تحدى و مبارزه نيست اين موضوع برگشت بهمان تحدى و مبارزه و نبردى است كه