احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٩ - بخش اول احتجاجى كه پيامبر اكرم
يا خدا و ملائكه را پيش ما بياورى بطورى كه در مقابل و روبروى ما باشند. و يا انبارى از جواهر و طلا و نقره داشته باشى به ما بدهى تا بىنياز و ثروتمند شويم شايد چنانچه خود مىگوئى سر به طغيان و سركشى برداريم زيرا در قرآن خود مىگوئى كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى[١].
نه چنين است. انسان سركشى آغاز مىكند وقتى خود را بىنياز ببيند.
باز دنباله سخن خود را چنين ادامه داد: يا به آسمان برآئى تازه ما ايمان به تو نخواهيم آورد براى اين بالا رفتن به آسمان، مگر نامهاى بياورى از جانب خداوند كه مضمونش اين باشد اى عبد الله بن اميه مخزومى با همراهان خود ايمان به محمد بن عبد الله بن عبد المطلب بياوريد او پيامبر من است گفتارش را بپذيريد كه من او را فرستادهام تازه بعد از تمام اين كارها كه انجام دهى. اطمينان ندارم كه باز ايمان خواهم آورد به تو يا خير.
اگر ما را به آسمان بالا ببرى و تمام دربهاى آسمانها را بروى ما بگشائى و ما را وارد آنها بنمائى ما مىگوئيم چشمبندى كردهاى و اين يك نوع سحر است.
پيامبر اكرم فرمود: آيا حرف ديگرى هم دارى گفت: يا محمد آنچه بر تو اعتراض نمودم كافى نبود ديگر چيزى باقى نمانده حالا تو هر جوابى دارى واضح و آشكار بيان كن اگر واقعا مىتوانى تقاضاهاى ما را برآور و براى ما استدلال نما در صورتى كه دليلى دارى؟
پيامبر اكرم فرمود: خدايا تو هر صدائى را مىشنوى و از هر چيز اطلاع دارى، سخن اين بندگان خود را شنيدى خداوند اين آيه بر پيامبر نازل نمود:
وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ تا رَجُلًا مَسْحُوراً سپس مىفرمايد:
انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا ببين چگونه برايت مثال مىزنند گمراهند هرگز براه نخواهند آمد.
سپس مىفرمايد: تَبارَكَ الَّذِي إِنْ شاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ يَجْعَلْ لَكَ قُصُوراً[٢].
[١] فلق آيه ٦- ٧.
[٢] فرقان ١٠ بزرگ است خدا، اگر بخواهد براى تو بهتر از آنچه آنها مىگويند تهيه مىكند باغهائى كه در آنها نهرها جارى است و داراى قصرها است.