احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٢ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
تَفْسِيراً «إلى قوله»: أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا* أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا «إلى قوله»: فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِيراً «إلى قوله سبحانه» وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُهُمْ وَ لا يَضُرُّهُمْ وَ كانَ الْكافِرُ عَلى رَبِّهِ ظَهِيراً* وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً* قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا* وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَ كَفى بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً «إلى قوله»: وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُوراً ١- ٦٠.
در باره آيه وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ مىنويسد: گفتند كمك كرد محمد را بر اين قراين عداس غلام حويطب بن عبد العزى و يسار غلام علاء بن حضرمى و حبر غلام عامر كه آنها جزو اهل كتاب بودند گفته شده كه گروهى از يهودان به او كمك كردند فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً يعنى دروغ بستند و مشرك شدند و اينكه به همين مقدار در جواب آنها اكتفا نموده چون قبلا آنها را به مبارزه دعوت نموده ولى از مبارزه عاجز شده بودند و نتوانستند شبيه قرآن بياورند وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ گفتند اينها داستانها و قصههاى پيشينيان است و آنچه آنها نوشتهاند در كتابهايشان كه او نسخه بردارى نموده.
بعضى گفتهاند از آنها خواسته كه برايش بنويسند صبح و شام برايش خواندهاند تا حفظ كرده و نسخه بيضاوى در باره آيه قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مىنويسد: چون قرآن با فصاحت خود همه آنها را عاجز نمود و شامل اخبار غيبى نسبت به آينده و اسرارى بود كه جز خدا كه عالم بر اسرار است كسى اطلاع نداشت چگونه آن را داستان مىداند وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ اين چگونه پيامبرى است مثل ما مىخورد و در بازارها راه مىرود براى احتياجات زندگى اين تصور آنها بواسطه جهل و بينش ماديگرائى آنها بود زيرا پيامبران از ديگران بوسيله مشخصات جسمى ممتاز نمىگردند شخصيت پيامبران در خصائص روحى آنها است.
در باره آيه وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً مىنويسد: يعنى بعضى را موجب آزمايش بعض ديگر قرار داديم مانند فقراء كه موجب آزمايش اغنياء هستند و پيامبران كه مردم را با آنها آزمايش مىكند «أَ تَصْبِرُونَ» يعنى بعضى را سبب آزمايش بعض ديگر قرار داديم تا