احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٦ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
نكرده بود.
إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى انسان طغيانگر است وقتى بيند از پروردگار خود بىنياز شده با نيرو و قدرت و فاميلى كه دارد گفته اين قسمت تا آخر سوره در باره ابو جهل ابن هشام نازل شده إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى بسوى خدا است بازگشت هر چيز أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى عَبْداً إِذا صَلَّى روايت شده كه ابا جهل گفت آيا محمد ٦ صورت بر خاك مىگذارد در مقابل شما گفتند آرى. گفت به آن كس كه قسم مىتوان خورد سوگند ياد مىكنم كه اگر ببينم او را در سجده سر و گردنش را لگدمال مىكنم.
يك نفر گفت هم اكنون آنجا مشغول نماز است. ابو جهل روانه شد تا پاى بر روى گردن پيامبر ٦ بنهد هنوز نزديك آنها نرسيده بود كه برگشت در حالى كه دستهاى خود را از ترس بر چهره گرفته بود گفتند چه شد؟ گفت بين من و او يك نهرى از آتش بود و ترس عجيبى و پر و بالهاى زيادى پيامبر اكرم ٦ فرمود سوگند به آن كس كه جانم در كف اوست اگر به من نزديك شده بود ملائكه او را تكه تكه كرده بودند خداوند اين آيه را نازل كرد.
أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى تا آخر سوره أَ رَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى يعنى حضرت محمد ٦ أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى يا امر به اخلاص و توحيد و ترس از خدا مىكرد اينجا يك جمله حذف شده و تقدير آن چنين است كيف يكون حال من ينهاه عن الصلاة چگونه بود، حال او را از نماز باز مىداشت أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ اگر دروغ بگويد ابا جهل وَ تَوَلَّى از ايمان روى برگرداند.
بيضاوى در باره آيه لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ منظور يهود و نصارى هستند كه كافر شدند به الحاد در مورد صفات خدا وَ الْمُشْرِكِينَ و بتپرستان مُنْفَكِّينَ جدا شدهاند از دين و آئينى كه داشتند يا وعده به پيروى حق دادهاند وقتى پيامبر براى آنها بيايد حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ منظور از بينه رسول است يا قرآن زيرا مبين و آشكاركننده حق است رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ اين جمله بدل از بينه است يا به تقدير مضاف يا مبتدا است يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً مىخواند كتابهاى پاك را يا اخبار پاك دارند فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ نوشتههائى است در آنها مستقيم و ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ متفرق نشدند اهل كتاب از آن وضعى