احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٨ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
كرده فرمود يا على مثل تو در اين امت چون عيسى است كه او را گروهى دوست داشتند و در دوستى افراط كردند و هلاك شدند و گروهى او را دشمن داشتند و در دشمنى افراط نمودند آنها نيز هلاك شدند اما گروهى ميانهرو بودند و نجات يافتند اين سخن بر قريش گران آمد و شروع به خنده كردند و گفتند او را تشبيه مىكند به انبياء و رسل بعد اين آيه نازل شد وَ قالُوا أَ آلِهَتُنا خَيْرٌ أَمْ هُوَ يعنى مسيح. يا محمد ٦ يا على ٧ لَجَعَلْنا مِنْكُمْ بجاى شما بنى آدم ملائكه را قرار مىدهيم كه جانشين شما باشد.
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ آنها تصميمى در باره حضرت محمد ٦ مىگيرند ما نيز تصميمى در باره عذاب و كيفر آنها مىگيريم أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ سر چيزى است كه انسان در دل خود پنهان مىكند به ديگرى نمىگويد ولى نجوى چيزى كه پنهانى به ديگرى مىگويد.
بيضاوى مىنويسد: قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ پيامبر ٦ بهتر مىدانست چه چيز مىتوان به خدا نسبت داد و چه چيز را نمىتوان. او شايستهتر است به احترام كسى كه بايد او را احترام نمود يكى از حقوق احترام پدر اينست كه احترام بچهاش را نگه دارند از اين آيه چنين استفاده نمىشود كه خدا صحيح است بچه داشته باشد و بچهاش را عبادت كنند زيرا چيز محال موجب لازمه محالش نمىشود.
بعضى گفتهاند يعنى اگر خدا را فرزندى باشد بنا به ادعاى شما من اولين عابد و پرستشكننده خدا و اعترافكننده به يگانگى اويم. يا از مخالفين و اعتراضكننده اين عقيده هستم از ماده (عبد يعبد) به معنى اين كه بيزار شد و ناراحت گرديد يا معنى آيه اينست كه او را فرزند نيست و من اولين موحد كله هستم «فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ» يعنى به كجا روى مىآوريد از عبادت خدا به عبادت ديگرى «وَ قِيلِهِ» يعنى قول پيامبر ٦ منصوب شده به واسطه اينكه عطف به «سِرَّهُمْ» گرديد يا عطف به محل «السَّاعَةِ» يا فعل قيل در تقدير گرفته شده يعنى «قال قيله» عاصم و حمزه مجرور كردهاند لفظ (قِيلِهِ) را به جهت عطف به لفظ الساعه فَاصْفَحْ عَنْهُمْ يعنى از آنها اعراض كن و مايوس از ايمان آنها باش «وَ قُلْ سَلامٌ» آسوده شدم از شما و رها كردم شما را.
الدخان «٤٤»: حم* وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ* إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ