احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٠ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
است وَ قالَ لَأُوتَيَنَّ مالًا وَ وَلَداً كه آنها از روى استهزاء مىگفتند در بهشت به ما ثروت و فرزندانى خواهند داد يا منظور اينست كه مىگفتند اگر ما بر دين آباء و اجداد خود پايدار باشيم به ما در دنيا ثروت و فرزند خواهد داد وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ مَدًّا يعنى پيوسته او را در عذاب خواهم داشت وَ نَرِثُهُ ما يَقُولُ يعنى آنچه مدعى از مال و فرزند بود در اختيار ما خواهد گذاشت.
در باره آيه لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدًّا مىنويسد مراد امر عظيم است يعنى كار زشت بزرگى را انجام داديد تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ مىخواست آسمان شكافته شود از دروغى كه شنيد و حرف بزرگى كه زدند وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا و كوهها فرو مىريزد و از هم بپاشد «هَدًّا» را بعضى به معنى هدم و ويرانى گرفتهاند وَ ما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً شايسته نيست براى خدا كه فرزند بگيرد و از صفات او نيست فرزند داشتن چون كسى كه فرزند دارد حادث و محتاج است قَوْماً لُدًّا يعنى گروهى كه سخت به دشمنى پرداختهاند.
طه «٢٠»: وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا وَ صَرَّفْنا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً* فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً ١١٣- ١١٤ «و قال سبحانه»: وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى* وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى* قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدى ١٣٣- ١٣٥.
در باره آيه أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً مىنويسد يعنى قرآن براى آنها تجديد موعظه و پند نمايد گفتهاند يا منظور اينست كه قرآن براى آنها شخصيت به وجود آورد بوسيله ايمان آوردنشان.
وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ در باره اين چند وجه نقل شده:
١- يعنى عجله در تلاوت قرآن نكن پيش از تمام نمودن جبرئيل وحى ابلاغ آن را زيرا پيامبر اكرم ٦ با جبرئيل تلاوت مىكرد و عجله در تلاوت قرآن داشت از ترس فراموشى.
يعنى درست دقت كن در باره آنچه به تو وحى مىشود تا جبرئيل از قرائت آن فارغ گردد و با او مخوان.