احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٢ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
يك جواب محذوف است مثل اينكه پرسيده است آيا شما ظالم نيستيد وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً كافران گفتند اگر ايمان خوب بود يا آنچه بر محمد ٦ نازل شده ما سَبَقُونا إِلَيْهِ آنها بر ما سبقت به ايمان نمىگرفتند با اينكه همه آنها اشخاص بىارزشى هستند زيرا فقير و غلام و بيچاره هستند اين حرف را قريش گفتند گفتهاند بنو عامر و غطفان و اسد و اشجع چون جهينه و مزنه و اسلم و غفار ايمان آوردند يا يهودان گفتهاند وقتى عبد الله بن سلام و يارانش ايمان آوردند «بلاغ» يعنى اين مطلبى كه پند مىدهد يا اين سوره كفايت است يا تبليغ پيامبر.
محمد «٤٧»: وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ* وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْناهُمْ فَلا ناصِرَ لَهُمْ* أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ «إلى قوله»: وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ ١٢- ١٦ «إلى آخر السورة».
مرحوم طبرسى در مجمع البيان مىنويسد: مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ يعنى اهل آن قريه تو را خارج كردهاند معنى اينست كه چقدر از مردان كه آنها شديدتر از اهالى مكه هستند أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ يعنى داراى يقين در دين و دليل واضحى بر اعتقاد خود راجع به توحيد و شرايع دارد كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ آنها مشركان هستند گفتهاند منافقان همين از حضرت باقر روايت شد.
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ يعنى منافقان قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ يعنى كسانى كه خداوند به آنها علم و فهم داده از مؤمنين.
اصبغ بن نباته از على بن ابى طالب (ع) نقل مىكند كه فرمود ما در خدمت پيامبر اكرم ٦ بوديم كه وحى نازل مىشد و ما را مطلع مىفرمود من حفظ مىكردم و ديگران وقتى بيرون مىشديم.
مىگفتند ما ذا قالَ آنِفاً چه چيز الآن گفت اين سخن را از روى مسخره مىگفتند و يا مىخواستند بگويند ما توجه به حفظ و مطالب او نداريم.
بعضى گفتهاند اين حرف را مىزدند چون معنايش را نمىفهميدند و نمىدانستند چه