احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٢ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
أَنَّ عِنْدَنا ذِكْراً مِنَ الْأَوَّلِينَ* لَكُنَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ* فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ «إلى قوله»: فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ* وَ أَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ* أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ* فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ* وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ* وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ١٤٩- ١٧٩.
در باره آيه فَاسْتَفْتِهِمْ مىنويسد: از آنها بپرس يعنى از مشركان مكه يا از بنى آدم أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنا يعنى ملائكه آسمان و زمين و آنچه بين اين دو است مشرقها و ستارگان و شهابها و ثواقب كه آفريدههاى ما است مهمتر است يا خلقت آنها إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ از اين آيه منظور اثبات معاد است و رد محال دانستن بازگشت در معاد به اين صورت كه ما انسان را از خاك و آب آفريديم و ماده اصلى باقى است مىتواند دو مرتبه به هم آميخته شود خودشان مىدانند كه انسان اولى از همين آفريده شده است يا به دليل اعتراف آنها به حدوث جهان و يا تصديق گفتار پيامبر ما را ٦ در مورد آدم مىكنند. و بسيارى از حيوانات را ديدهاند كه از خاك توليد شدهاند بدون توليد و تناسل. بايد قبول كنند بازگشت معاد را به همين طور و يا انكار آنها بواسطه قدرت نداشتن خدا بر اعاده انسان است. اين نيز باطل است زيرا كسى كه قدرت بر آفرينش اشياء را داشته باشد مىتواند مسأله سادهاى را كه اعاده انسان است انجام دهد در مقابل خلقت اين جهان بىكران مخصوصا كه از همين خاك آنها را آفريده و قدرتش ذاتى و غير قابل تغيير است بَلْ عَجِبْتَ از قدرت خدا در شگفتى و انكار آنها معاد را و ايشان مسخره مىكنند اين تعجب تو را.
وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً يعنى بين خدا و ملائكه خويشاوندى است بعضى گفتهاند خداوند با جنيان مصاهرت و خويشاوندى برقرار كرده ملائكه از آنها بوجود آمدند بعضى نيز گفتهاند كه مدعى بودند كه خدا و شيطان دو برادرند لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ مىدانند ملائكه با جنيان كه كافران يا انسانها در عذاب خواهند بود سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ منزه است خدا از نسبتى كه مىدهند داشتن فرزند و خويشاوندى إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ استثناء نموده از معذبين و اهل جهنم بندگان مخلص را فَإِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ.
باز خطاب به مشركين مىكند ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفاتِنِينَ شما نمىتوانيد در باره خدا افساد كنيد و مردم را گمراه نمائيد إِلَّا مَنْ هُوَ صالِ الْجَحِيمِ مگر كسانى كه در علم خدا گذشته است كه اهل جهنم هستند و انتم وَ ما تَعْبُدُونَ شما و خدايانى كه مىپرستيد گرفتار عذاب