احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٧ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
اسمهائى از نامهاى خدا گذاشته بودند مىگفتند لات از الله مشتق است و عزى از عزيز و گفتهاند لات بتى بود كه قبيله ثقيف مىپرستيدند و عزى نيز بتى چنين بود. بعضى گفتهاند عزى درخت بزرگى بود در ميان غطفان كه او را مىپرستيدند پيامبر خالد بن وليد را فرستاد آن را قطع كرد و اين شعر را گفت:
|
يا عز كفر انك لا سبحانك |
انى رايت الله قد اهانك |
|
از مجاهد و قتاده نقل شده كه منات بتى بود مربوط به هذيل بين مكه و مدينه ضحاك و كلبى گفتهاند در كعبه بود ولى متعلق به هذيل و خزاعه و اهل مكه او را مىپرستيدند. گفتهاند لات و منات و عزى هر سه از سنگ بودند كه در كعبه قرار داده بود و آنها را مىپرستيدند.
معنى آيه اينست كه به من اطلاع دهيد آيا اين بتها سود يا زيان و يا عملى انجام مىدهند كه قابل پرستش باشند و در مقابل خدا قرار گيرند بعد خدا مىفرمايد در حالى انكار مىكند اعتقاد قريش را كه ملائكه و بتها را دختران خدا مىداند أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى آيا براى شما نر است و براى او ماده تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى اين يك تقسيم غير عادلانه است.
در باره آيه أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى اين هفت آيه در باره عثمان بن عفان نازل شده كه او از اموال خود صدقه مىداد و انفاق مىكرد. عبد الله بن سعد بن ابى سرح برادر رضاعى او گفت چكار مىكنى؟ ممكن است فقير و مستمند شوى. گفت من گناهى انجام دادهام كه با اين كار مىخواهم رضا و عفو خدا را به دست آورم. برادرش گفت همين شترت را با تمام لوازم و زين و برگش به من بده تا من همه گناهان تو را بر دوش خود بپذيرم.
او هم پذيرفت و شترش را داد و چند نفر را هم شاهد بر اين عمل گرفت، ديگر صدقه نداد اين آيه نازل شد أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى يعنى روز احد فرار كرد و جنگ را رها نمود و مختصرى بخشيد بعد قطع كرد تا اين آيه سَوْفَ يُرى به زودى خواهيد ديد، عثمان باز به كار سابق خود برگشت. ناقل ابن عباس و گروهى از مفسران هستند.
گفتهاند در باره وليد بن مغيره نازل شده كه پيرو دين پيامبر ٦ شد مشركان او را سرزنش كردند. به او گفتند دين آباء و اجداد خود را رها كرده و آنها را به گمراهى نسبت دادى و معتقدى آنها در آتش جهنم هستند. جواب داد من از عذاب خدا ترسيدم. كسى كه او