احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٢ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
اين كتاب از جانب خدا است و تو پيامبر اويى وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ يعنى وقتى ايمان نياورند مقتضاى حكمت اينست كه آنها را خداوند مهلت ندهد و مستاصل نمايد وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً يعنى اگر آن پيامبر را فرشته قرار دهيم و يا آن فرشته كه گواه بر پيامبرى اوست لَجَعَلْناهُ رَجُلًا او را به صورت مردى خواهيم فرستاد زيرا آنها قدرت ديدن فرشته را به صورتى كه هست ندارند چون چشم انسان نمىتواند فرشته و ملك را ببيند مگر بعد از اينكه تكثف پيدا كند و مجسم بصورت اجسام مرئى شود وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ.
زجاج گفته است آنها با ضعف و ناتوانى كه داشتند در مورد خود پيامبر مشكوك بودند و مىگفتند اين هم يك انسان است مثل شما. خداوند مىفرمايد: اگر آن فرشته را بصورت يك مرد و انسانى بفرستيم همان طور دچار شك و اشتباه مىشوند و اين آيه احتجاج بر كفار است به اين صورت كه آنچه شما درخواست مىكنيد موجب توضيح مطلب و آشكار شدن جريان نخواهد شد.
بعضى گفتهاند منظور اينست كه اگر فرشته بفرستيم او را نمىشناسند مگر با انديشه و تفكر آنها هم كه اهل تفكر نيستند در نتيجه همان شك و ترديد بر ايشان باقى مىماند به همين جهت اشتباه را خداوند نسبت به خود داده چون با فرستادن ملائكه اين اشتباه به وجود مىآيد.
در باره آيه قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً مىنويسد: كلبى مىگويد اهل مكه خدمت پيامبر ٦ رسيده گفتند: خدا غير از تو پيامبرى نيافت ما خيال نمىكنيم يك نفر را به ما نشان بده كه گواهى برسالت تو نزد ما بنمايد اين آيه در همين مورد نازل شد كه بگو خدا بزرگترين شاهد است در باره آيه وَ مَنْ بَلَغَ مىنويسد: در تفسير عياشى ذكر شده كه حضرت باقر و صادق ٨ فرمودند منظور از (من بلغ) كه مىفرمايد اين قرآن به من وحى شده تا بترسانم شما را بوسيله آن و كسانى كه به آن مقام مىرسند.
منظور اين است كسى مىتواند امام بشود از آل محمد ٦ و او نيز بوسيله قرآن شما را مىترساند مانند پيامبر اكرم ٦.
در باره آيه كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ مىنويسد: ابو حمزه ثمالى گفت وقتى پيامبر وارد مدينه شد عمر به عبد الله بن سلام گفت خداوند بر پيامبر آيهاى نازل كرده كه بيان مىكند