احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٨ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
الْكافِرُونَ ٥٤- ١١٧.
فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ يعنى آنها را فرو گذار در جهالت خويش جهل و نادانى آنها را تشبيه به آبى نموده كه قامت را فرا مىگيرد زيرا آنها در گرداب جهل فرو رفتهاند يا به بازى مشغولند «حَتَّى حِينٍ» يعنى تا زمانى كه كشته شوند يا بميرند.
أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ خيال مىكنند كمكهاى مالى و خانوادگى (كثرت فرزند) كه به آنها مىكنيم نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ به نفع آنها است و ما در خير و نيكى آنها گام برداشتهايم «بَلْ لا يَشْعُرُونَ» نمىدانند كه اين يك تمكن و قدرتى است تا هر چه مايلند انجام دهند «وَ لَدَيْنا كِتابٌ» ما نوشتهاى داريم از اعمال آنها منظور لوح يا نامه عمل است بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ دلهاى آنها غافل است از وضع اين چنين مردم يا از توجه به نامه اعمال وَ لَهُمْ أَعْمالٌ مِنْ دُونِ ذلِكَ آنها داراى اعمالى بدتر از اين هستند كه عادت خويش قرار دادهاند.
حَتَّى إِذا أَخَذْنا مُتْرَفِيهِمْ تا بالاخره اشخاص سرمايهگذارى كه ستمگرند عذاب خواهيم كرد منظور كشته شدن در جنگ بدر است يا مبتلا بر گرسنگى شدن پس از نفرين پيامبر ٦ كه گفت:
اللهم اشدد وطأتك على مضر و اجعلها عليهم سنين كسنى يوسف
خدايا سخت بگير بر قبيله مضر و آنها را گرفتار سالهاى قحط مشابه زمان يوسف بگردان چنان دچار قحط سالى شدند كه سگ و مردار و استخوانهاى سوخته را مىخوردند «إِذا هُمْ يَجْأَرُونَ» شروع به ناله و فرياد كردند لا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ فَكُنْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ تَنْكِصُونَ بىفايده ناله و فرياد نزنيد بازگشت به قهقرى نمودهايد «مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ» بواسطه پردهدارى و عهدهدارى كارهاى خانه خدا به خود مىباليد «سامِراً تَهْجُرُونَ» در باره قرآن ياوهسرائى مىكنيد و نسبتهاى بىربط مىدهيد يعنى اعراض داريد و حرفهاى ناشايست در مورد آن مىزنيد ممكن است از (هجر) بضمها گرفته شده باشد به معنى فحش و ناسزا.
أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ يعنى در باره قرآن نمىانديشيد تا بفهميد كه آن حقيقتى است أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِينَ يا اينها داراى پيامبران و كتابهاى مخصوصى هستند كه براى پدرانشان نيامده و يا منظور اين است به آنها اطمينانى داده شد كه ترس از عذاب ندارند چنانچه گذشتگان ايشان مىترسيدند.