احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٨ - بخش دوم آنچه از معصومين
١٥١- تفسير قمى- أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً گفت آماده مىكند انسان را و در آن ساكن مىشود وَ الْجِبالَ أَوْتاداً كوهها ميخهاى زمين است وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً شب لباس روز است وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً گفت خورشيد درخشان است وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ يعنى از ابرها ماءً ثَجَّاجاً آبى كه پيوسته بر روى هم بريزد وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً باغهائى كه درختها در هم فرو روند.
١٥٢- تفسير قمى- وَ أَغْطَشَ لَيْلَها يعنى تاريك كرد شبش را وَ أَخْرَجَ ضُحاها يعنى خورشيد را درآورد وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها يعنى گسترش داد وَ الْجِبالَ أَرْساها يعنى ثابت كرد آن را.
آيه قَضْباً قضب يعنى قت (خوراك حيوانات علوفه خشك به معنى دانههاى نباتى است كه مردم مىخورند شايد در اينجا منظور همان باشد).
وَ حَدائِقَ غُلْباً يعنى باغهاى پهلوى هم و پيچيده و پر درخت وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا گفت آب علوفه خشك براى بهائم است ضحاك از ابن عباس نقل كرد در مورد آيه مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ منظور اينست كه موجب استفاده شما و چهارپايانتان مىباشد.
١٥٣- تفسير قمى- فَلا أُقْسِمُ يعنى قسم مىخورم بِالْخُنَّسِ اسم ستارهها است الْجَوارِ الْكُنَّسِ ستارگان پنهان مىشوند در روز و ديده نمىشوند وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ گفت شب وقتى تاريك شود وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ گفت روز وقتى بلند شود تمام اينها قسم است و جواب آن جمله إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ يعنى در نزد خدا داراى ارزش و استوار است مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ اين چيزى است كه فقط از امتيازات پيامبر ماست ٦ كه به ديگرى از پيامبران داده نشده.
ابو بصير از حضرت صادق (ع) در مورد آيه ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ فرمود يعنى جبرئيل پرسيدم اين قسمت مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ يعنى پيامبر در نزد پروردگار خود مطاع است و امين روز قيامت است گفتم وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ فرمود يعنى پيامبر ديوانه نيست در نصب امير المؤمنين (ع) به امامت گفتم وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ يعنى خداوند در اطلاع دادن پيامبر ما را از غيب بخيل نيست و مضايقه ندارد گفتم وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ فرمود يعنى كاهنانى كه در قريش بودند سخن آنها نسبت داده شده به شيطانهائى به