احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٦ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
بيضاوى در باره آيه مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ» مىنويسد:
منظور اينست كه خداوند پيامبرش را در دنيا و آخرت يارى مىكند كسى كه احتمال ديگرى بدهد و يا انتظار خلاف آن را داشته باشد از كينه و دشمنى اوست. گفتهاند منظور از نصر و يارى دادن روزى و رزق است و ضمير «يَنْصُرَهُ» برمىگردد به من (معنى چنين مىشود: هر كس گمان مىكند خدا روزيش نمىدهد از دنيا و آخرت.) فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ يعنى سعى و كوشش نمايد كه خشم و كينه خود را از ميان بردارد به اين طور كه هر خشمگين انجام مىدهد تا آنجا كه ريسمانى به سقف خانه خود بياويزد و خود را به دار بياويزد.
گفتهاند منظور اينست كه ريسمانى به آسمان بر افرازد و بالا رود تا بر فراز آسمان بلند شود آن وقت كوشش كند تا نگذارد خدا پيامبرش را يارى كند و يا روزى به او برساند فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ.
با خود بينديشد آيا حيله و نيرنگش موجب از بين رفتن خشم او مىشود يا منظور اينست كه باعث از بين رفتن خشمى كه از يارى كردن خدا برايش به وجود مىآيد مىشود.
و گفتهاند اين آيه در باره گروهى از مسلمانان است كه شدت خشم بر مشركين داشتند به همين جهت يارى و نصر خداوند را دير شمردند و گمان مىكردند كه خداوند فورى يارى نمىكند.
يَكادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آياتِنا يعنى وقتى آيات قرآن را بر كافران مىخوانند از ناراحتى نزديك است كه حمله كنند بر كسى كه مىخواند آيات را.
ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ خداوند مثال مىزند بتهائى را كه مىپرستيد قدرت به وجود آوردن يك مگس را ندارند اگر مگس از آنها چيزى بربايد نمىتوانند از او بگيرند بعد مىفرمايد ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ يعنى هم بتپرست و هم بت هر دو ضعيف هستند يا مگسى كه از بت چيزى مىربايد و بتى كه از او چيزى را كه ربوده مىخواهد يا منظور بت و مگس مثل اين كه در جستجوى مگس است تا از او آنچه ربوده بگيرد اگر درست دقت كنى خواهى ديد كه بت از او بسيار ناتوانتر است.
ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ يعنى به واقع خدا را نشناختهاند.