احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٣ - بخش دوم آنچه از معصومين
جانب انسانى اين قرآن بود بايد شما قدرت مىداشتيد براى معارضه وقتى عاجز شدند پس از اين دعوتها و اعلان قرآن به مبارزه خداوند فرمود: قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.
٥- تفسير امام- إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها حضرت باقر (ع) فرمود وقتى خداوند فرمود يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ مردم، مثلى زده شده و نام مگس را در آيه ديگر برد إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً و فرمود مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ.
و مثالى در اين سوره زد به كسى كه آتش افروخته و به باران از آسمان، كفار و ناصبيان گفتند اين چه مثلهائى است منظورشان طعنه بر پيامبر اكرم ٦ بود خداوند فرمود إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي خداوند از حيا و خجالت رها نخواهد كرد أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مثل زدن براى مؤمنان ما بَعُوضَةً هر چه باشد و لو به يك پشه و بالاتر از آن كه مگس است وقتى بداند به صلاح بندگان است مثل مىزند فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا كسانى كه ايمان به محمد ٦ و على و آل پاكش دارند و تسليم پيامبر ٦ و ائمه و احكام و اخبار و احوال آنها هستند و به معارضه بر نمىخيزند و سعى در موشكافى اسرارشان ندارند و اگر بر اسرار آنها اطلاع يافتند افشا نمىكنند فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ مىدانند آنها كه اين مثلها يك واقعيت است كه خدا مىخواهد توضيح و تفهيم حقيقت را بنمايد وَ أَمَّا الَّذِينَ اما آنها كه كافر به محمد ٦ و به على هستند و پيرو او نيستند در كارها فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً مىگويند كافران خدا بوسيله اين مثلها گروهى را به كفر مىكشاند و گروهى را هدايت مىكند چنين مثلى فايده ندارد چه آنكه اگر گروهى هدايت مىيابند گروه ديگر گمراه مىشوند خداوند بر رد گفتار آنها فرمود وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ گمراه نمىكند بوسيله اين مثلها مگر تبهكاران را كه انديشه ندارند و بر خلاف منظور خدا عمل مىكنند.
توضيح: ما هو بعوضه و ظاهرا امام ٧ آن را مرفوع خوانده چنانچه بعضى چنين قرائت كردهاند ولى بسيار كم پس كلمه «ما» موصول است كه صدر صله آن حذف شده يا موصوف است بهمين صورت و محل آن منصوب است بعنوان بدل يا استفهاميه