احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٩ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
كشتن و اسارت أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ يعنى اين مصيبت و ناراحتى نزديك خانه آنها فرود آيد در مجاورتشان كه موجب ترس و هراس آنها شود بعضى گفتهاند (تاء) در «تَحُلُّ» تاى خطاب است يعنى تو اى محمد وارد شوى به سرزمين آنها يعنى مكه حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ تا وعده خدا به فتح مكه برسد. گفته شده اجازه جنگ با آنها صادر شود بعضى نيز گفتهاند تا قيامت فرا رسد.
فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا يعنى به آنها مهلت داديم و مدت آنها را طولانى كرديم تا توبه كنند يا حجت بر آنها تمام شود فَكَيْفَ كانَ عِقابِ چگونه خواهد بود آن عذاب اين سخن خود عظمت عقاب را بيشتر مىكند أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ يعنى كسى كه مدبر تمام جهان است و متوجه تمام اعمال مردم است بطورى كه از نظر او عملى مخفى نيست مانند كسى است كه اين قدرت را ندارد چون بتها بر اينكه منظور همان بتها است اين آيه دلالت مىكند وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ قُلْ سَمُّوهُمْ براى خدا شريك قرار دادهاند بگو آنها را با لقبها كه شايسته آن هستند بخوانند و كارهايى كه انجام مىدهند به آنها نسبت دهند اگر شريك خدايند، چنانچه خدا را به رازق و خالق و محيى و مميت نسبت مىدهند.
گفته شده يعنى بناميد آنها را با همان صفاتى كه دارند بعد دقت كنيد ببينيد با اين صفاتى كه دارند شايسته عبادت و خدائى هستند. گفتهاند يعنى آنها نامى كه موجب عبادتشان شود ندارند و اين سخن براى حقارت و بىارزشى بتها است و گفتهاند يعنى نام ببريد چه را آفريدهاند يا بگوئيد چه نفع و چه ضررى رساندهاند.
أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِما لا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ يعنى به خدا اطلاع مىدهيد از شريكى كه او از آن مطلع نيست به اين معنى كه وجود ندارد تا اطلاع از آن داشته باشد أَمْ بِظاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ يا سخنى سرسركى مىگوئيد و حرف غير واقعى معنى اينست كه فقط يك حرف است نه واقعيتى داشته باشد گفتهاند يا شما به ظاهر كتابى كه خدا فرستاده آنها را خدا ناميدهايد بدين وسيله خداوند توضيح مىدهد كه دليل عقلى و نقلى وجود ندارد كه اينها استحقاق پرستش داشته باشند.
بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ يعنى اين حرف را رها كن شيطان كفر را به نظر آنها آراسته زيرا مكر و حيلهاى كه نسبت به پيامبر روا مىدارند كفرى است براى آنها بعضى