احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٧ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ جمله جواب قسم است يعنى تو ديوانه نيستى خدايت نعمت نبوت و كمال درايت را عنايت فرموده وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً بواسطه تحمل ناراحتيها يا تبليغ غَيْرَ مَمْنُونٍ يعنى فنا ناپذير. يا منت نهاده شده بر تو بوسيله آن اجر از جانب مردم بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ كداميك به جنون فريفته شده و با زائد است يا معنى اينست كه كدام يك ديوانه هستند.
ممكن است مفتون مصدر باشد مانند معقول و مجلود يعنى كداميك از دو گروه مجنون هستند مؤمنين يا كافران و در كداميك يافت مىشود كسى كه اين اسم بر او صادق است وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ دوست دارند تو با آنها مماشات كنى از شرك جلوگيرى نكنى و موافق با خواسته آنها حركت كنى آنها نيز از طعن و بدگوئى دست بردارند لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ پيرو هر قسم خور زياد كه پست است نشو «هَمَّازٍ» عيبجو «مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ» پيوسته سخنچينى از اين آن مىكند. مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مردم را از كار نيك باز مىدارد كه ايمان آورد يا انفاق كند و عمل صالح انجام دهد. مُعْتَدٍ أَثِيمٍ زياد ستم روا مىدارد و گناه فراوان مىكند «عُتُلٍّ» ستمكار درشت خواست بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ بعد از اين همه عيوب پست فطرت است.
گفتهاند منظور وليد بن مغيره است كه پس از ١٨ سال از تولدش پدرش او را فرزند خود ناميد. بعضى گفتهاند. اخنس بن شريق است كه از قبيله ثقيف است ولى در عداد قبيله زهره به شمار مىرود أَنْ كانَ ذا مالٍ و بين إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون ثروتمند و داراى فرزندان زياد است از غرور آيات ما را مىگويد داستانهاى گذشته است ولى عامل در اذا معنى قال است نه خود او زيرا ما بعد شرط عمل در ما قبل نمىكند ممكن است علت براى «لا تُطِعْ» باشد يعنى اطاعت نكن زيرا چنين است.
سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ بينى او را داغ مىگذاريم. وليد بن مغيره در جنگ بدر جراحتى بر بينى برداشت كه اثرش باقى ماند بعضى گفتهاند كنايه از اينست كه او را ذليل و خوار مىكنم يا صورتش را روز قيامت سياه خواهيم كرد. إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَما تَخَيَّرُونَ يعنى براى شما هست آنچه انتخاب كنيد و مايل باشيد. أَمْ لَكُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا يا ما قسم خوردهايم و قرارداد بستهايم «بالِغَةٌ» قرارداد خيلى محكم إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ يعنى براى شما ثابت باشد تا روز قيامت كه از عهده آن خارج نشويم و در آن روز با شما حكومت كنيم.
«او ببالغه» يعنى قسمى و قرارى كه برسد به آن إِنَّ لَكُمْ لَما تَحْكُمُونَ جمله جواب