احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٥ - بخش دوم آنچه از معصومين
٨٢- تفسير قمى- وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ اين آيه موقعى كه پيامبر اكرم ٦ به قريش فرمود خداوند مرا مبعوث به رسالت نموده تا تمام پادشاهان دنيا را از ميان بردارم و قدرت در اختيار شما بگذارم. دعوت مرا بپذيريد تا بر عرب حكومت كنيد و ملت غير عرب نيز مطيع شما شوند و در بهشت نيز فرمانروا شويد.
ابو جهل گفت «اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا» اگر آنچه محمد ٦ مىگويد واقعيت دارد بر سر ما سنگى از آسمان فرود آور يا دچار عذابى دردناكمان گردان. بواسطه حسادتى كه با پيامبر ٦ داشت.
بعد گفت ما و بنى هاشم مانند دو اسب مسابقه بوديم حمله مىكرديم وقتى آنها حمله مىكردند كوچ مىكرديم وقتى آنها كوچ مىكردند مىافروختيم وقتى آنها مىافروختند همين كه ما و آنها به هدف رسيديم يكى از بنى هاشم گفت در ميان ما پيامبرى است ما رضايت نمىدهيم به اين كار كه در بنى هاشم پيامبر باشد ولى در بنى مخزوم نباشد بعد گفت خدايا از تو پوزش مىخواهم اين آيه را خداوند نازل فرمود وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ اين موقعى بود كه او طلب مغفرت نمود اما وقتى تصميم به كشتن پيامبر ٦ گرفتند و از مكه او را خارج نمودند خداوند فرمود وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ يعنى قريش صاحب اختيار مكه نبودند إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ صاحب اختيار مكه تو و اصحابت هستند يا محمد ٦ خداوند آنها را با شمشير عذاب نمود در جنگ بدر و كشته شدند.
٨٣- تفسير قمى- وقتى قريش تصميم گرفتند كه شبانه بر سر پيامبر ٦ بريزند و ايشان را بكشند و به جانب مسجد الحرام رفته سوت مىزدند و كف مىنواختند و دور خانه مىگشتند خداوند اين آيه را نازل نمود:
وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً مكاء سوت زدن است و تصديه دست زدن مىباشد.
٨٤- تفسير قمى- در روايت ابى الجارود حضرت ابى جعفر ٧ در مورد آيه اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ اما عيسى مسيح را معصيت كردند و او را به مقامى بيشتر از آنچه داشت رساندند زيرا گمان كردند او خدا است و پسر