احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٥ - بخش دوم آنچه از معصومين
بِآياتِي آيات مرا كه راجع به محمد ٦ نازل نمودهام و امامت وصى و جانشينى على و فرزندان پاك و طاهرش به بهاى بىارزش دنيا نفروشيد كه منكر نبوت او و امامت امام شويد مبادله كنيد با دنياى بىارزش گر چه زياد باشد ولى فانى و نابودشدنى است.
و فرموده است خداوند وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ از من بهراسيد در مورد كتمان امر محمد ٦ و امر وصى او اگر پرهيزگار باشيد اشكالتراشى در مورد نبوت او و امامت وصيش نمىكنيد حجت خدا بر شما تمام شده و دلائل واضحى در اين مورد براى شما فرستاده است بطورى كه بهانهاى باقى نمانده ديگر جاى اشتباه كارى نيست و اين يهودان مدينه انكار نبوت محمد ٦ را نموده به او خيانت كردند و گفتند ما مىدانيم محمد ٦ پيامبر است و على وصى اوست ولى تو آن محمد نيستى و على نيز همين طور خداوند لباسهاى تنشان را به سخن درآورد و كفشهاى پايشان را كه به آنها مىگفتند دروغ مىگوئيد اى دشمنان خدا. آن محمد همين پيامبر و وصى او همين على است اگر به ما اجازه دهند شما را مىفشاريم و مجروح مىكنيم و مىكشيم. پيامبر اكرم ٦ فرمود خداوند آنها را مهلت داد چون مىدانست از نهاد آنها فرزندانى پاك و مؤمن بوجود خواهد آمد لو تزيلوا لعذب هؤلاء عذابا اليما اگر جدا شده بودند اين فرزندان مؤمن از آنها دچار عذاب دردناكى مىشدند كسى عجله در كيفر مىكند كه ترس از فرار جايى داشته باشد.
٧- تفسير قمى- أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ اين آيه در باره يهودان نازل شد كه اظهار اسلام كرده بودند در حالى كه منافق بودند وقتى پيامبر را مىديدند مىگفتند إِنَّا مَعَكُمْ وقتى يهودان را مشاهده مىكردند به آنها مىگفتند ما با شما هستيم به مسلمانان صفات پيامبر ٦ و اصحابش را كه در تورات بود اطلاع مىدادند. سران و دانشمندان آنها گفتند: أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ به آنها مطالبى را مىگوئيد كه عليه شما پيش پروردگارتان استدلال نمايند عقل نداريد.
خداوند بر رد آنها مىفرمايد أَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ نمىدانند خدا از پنهان و آشكار آنها اطلاع دارد.