احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٨ - بخش دوم آنچه از معصومين
سفارشى كند ولى دلش اجازه نمىدهد خداوند مىدانست كه در دل پيامبر چيزى باقى نمانده در ارتباط با امت از سفارشات لازم جز علاقه و دوستى به خانوادهاش به همين جهت دوستى با خويشاوندان پيامبر را واجب نمود كه اگر انجام دادند فرض و واجبى را انجام دادهاند و اگر ترك كنند واجبى را ترك كردهاند از اطراف پيامبر ٦ متفرق شدند در حالى كه به يك ديگر مىگفتند ما اموال خود را در اختيارش گذاشتيم گفت دفاع از اهل بيت من كنيد پس از رفتنم يك عده گفتند چنين حرفى را پيامبر نزده و انكار نمودند چنانچه قرآن حكايت مىكند گفتند أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً دروغ به خدا بسته خداوند مىفرمايد فَإِنْ يَشَإِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلى قَلْبِكَ اگر دروغ بگوئى وَ يَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ باطل را نابود مىكند وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ ثابت مىكند حق را بوسيله ائمه : و قائم آل محمد ٦.
١٣٠- تفسير قمى- أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً يعنى شما را رها خواهيم كرد بيهوده و حجت بوسيله پيامبر يا امام و دلائل تمام نخواهيم كرد؟ أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً يعنى از قريش وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً قريش گفتند ملائكه دختران خدا هستند أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ يعنى در طلا.
آيه عَلى أُمَّةٍ يعنى بر مذهب سپس خداوند گفتار قريش را حكايت مىكند وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ يعنى چرا اين قرآن نازل نشد عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ و او عروة بن مسعود است و دو قريه مكه و طائف است عروة غرامت و جريمهها را از مال خود پرداخت مىكرد و عموى مغيرة بن شعبه بود خداوند سخن آنها را رد كرد أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ مگر آنها نبوت و قرآن را به هر كس بخواهند مىدهند؟ موقعى كه گفتند چرا بر عروة بن مسعود ثقفى نازل نشد.
توضيح: به زودى خواهد آمد تفسير آيه وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ در باب احتجاج امام باقر ٧.
١٣١- تفسير قمى- آيه وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا سلمان فارسى از پيامبر اكرم ٦ نقل كرد كه روزى پيامبر ٦ ميان اصحاب نشسته بود فرمود هم اكنون شخصى بر شما وارد مىشود شبيه عيسى بن مريم بعضى از اطرافيان از جاى حركت