احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٣ - بخش دوم آنچه از معصومين
الرُّسُلِ يعنى زمانى كه فرستادن پيامبران قطع شده است سپس بر آنها احتجاج نموده أَنْ تَقُولُوا يعنى تا نگوئيد.
آيه اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً يعنى در بنى اسرائيل خداوند نبوت و فرمانروائى و سلطنت را به يك خانواده نداد بعد اين دو مقام را براى پيامبر ما ٦ جمع نمود.
٤٩- عياشى- از يعقوب بن شعيب گفت از حضرت صادق ٧ اين آيه را پرسيدم قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ به من فرمود اين طور دست خود را به گردن اشاره نمود ولى منظورشان اين بود كه كارها را تمام كرده در روايت ديگرى است منظور گفته آنها است خدا از كار فراغت يافته.
حماد از امام ٧ نقل كرد كه فرمود آنها مىگويند خدا كارها را تمام نموده «لُعِنُوا بِما قالُوا» خداوند مىفرمايد بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ.
٥٠- تفسير عياشى- از حضرت ابى جعفر (ع) در اين آيه كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ يعنى هر زمان يكى از ستمگران روزگار بخواهد آل محمد ٦ را هلاك نمايد خداوند او را به هلاكت مىرساند.
٥١- عياشى- محمد بن مسلم از حضرت باقر (ع) نقل مىكند در مورد آيه وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ فرمود ولايت است.
٥٢- عياشى- از ابى الصهباء بكرى نقل مىكند كه از على بن ابى طالب (ع) شنيدم راس الجالوت و اسقف نصارى را خواست فرمود من از شما چيزى را مىپرسم كه خودم بهتر از شما مىدانم مبادا كتمان كنيد. به اسقف نصارى فرمود تو را قسم مىدهم به خدائى كه انجيل را بر عيسى نازل كرد و بركت را در پاى او نهاد كه عيسى ٧ كور و برص و نابينا و ميت را زنده مىكرد و براى شما از گل پرندهها ساخت و به شما اطلاع داد از آنچه مىخوريد و ذخيره نمودهايد اسقف گفت بدون اين حرفها راست مىگويم على (ع) فرمود نصرانيان چند فرقه شدند بعد از عيسى گفت به خدا قسم فقط يك فرقه على (ع) فرمود قسم به خدائى كه جز او خدائى نيست دروغ گفتى به هفتاد و دو فرقه تقسيم شدند همه اهل آتشند مگر يك فرقه خداوند مىفرمايد: مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ فقط